تا به دامِ غمِ عشق تو گرفتار شدم
هدفِ تیرِ بد اندیشیِ اَغیار شدم
چه بلاها که ندیدم ز بداندیش رقیب
چه جفاها که تو کردیّ و نه صَبّار شدم
زاهدی بودم و در صومعه مشغول دعا
به تمنّای تو در خانۀ خَمّار شدم
خِرقه و سُبحه وسجّاده نهادم بکنار
با صلیب و بت و پیرایۀ زُنّار شدم
شمع را دوش که از عشق توسوزان دیدم
تا سحر همدم او گشتم و خونبار شدم
رهِ فرزانگی و عقل، چو میپوئیدم
دیدم آن قامتِ دلجوی، ز رفتار شدم
حائری شِکوهای از یار، نه آئین من است
به بهانه، برِ دلدار به گفتار شدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.