تنگ شد از غم دل جای به من
یک دل و این همه غم وای به من
قتلم امروز نشد تا چه کند
حسرت وعده فردای به من
نقد جان دادم و یک بوسه نداد
آن لب لعل شکرخای به من
در محبت چه تطاول که نکرد
آن سر زلف چلیپای به من
نیست روزی که بلایی نرسد
زان قد و قامت و بالای به من
نفسی نیست که آتش نزند
شعلهٔ عشق سراپای به من
در گذرگاه وی از کثرت خلق
بسته شد راه تماشای به من
در غم عشق فروغی نرسید
شادی از گلشن صحرای به من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به ابراز غم و درد عاشقانه پرداخته و احساسات عمیق را در ارتباط با عشق و تنهایی بیان میکند. سخنگو از غم دل و نرسیدن به آنچه میخواهد شکایت دارد، و حسرتهایش را نسبت به عشق و محبت بدون جبران نشان میدهد. این شعر نشاندهنده تناقضات عشق و غم و عذاب ناشی از دوری و عدم ارتباط واقعی با معشوق است. در نهایت، بیانگر حسرتها و دردهایی است که از عشق بر دل عاشق نشسته است.
هوش مصنوعی: دلم از شدت غم تنگ شده است و تنها به یک دل نیاز دارم، اما این همه غم بر جانم میفشارد. وای بر من!
هوش مصنوعی: امروز نتوانستم به خواستهام برسم و حالا منتظر هستم ببینم فردا چه بر سر حسرتهایم خواهد آمد.
هوش مصنوعی: من جانم را به بهایی گزاف دادم، ولی او حتی یک بوسه از آن لب شیرینش به من نداد.
هوش مصنوعی: در عشق، چه کارهایی که آن موهای چلیپایی برای من انجام نداد.
هوش مصنوعی: هیچ روزی نیست که آسیبی از طرف قد و قامت و زیبایی تو به من نرسد.
هوش مصنوعی: هیچ کس نیست که به اشتعال عشق در وجود من آتش بزند.
هوش مصنوعی: در مسیر او، به خاطر اینکه مردم بسیار زیاد بودند، مسیر دیدن من بسته شد.
هوش مصنوعی: در اندوه عشق، خوشحالی به من نرسید، مانند اینکه در باغی سرسبز و زیبا، خبری از شادی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.