گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
فروغی بسطامی
 

در سر کوی وفا با کوه کن هم گام باش

جان شیرین را به شیرین بخش و شیرین کام باش

گر زلیخا نیستی پیراهن یوسف مدر

ور نه در بازارها رسوای خاص و عام باش

یا به دور چشم او لاف نظر بازی مزن

یا به عمر خویشتن قانع به یک بادام باش

سوخت عشق آتشین هم شمع و هم پروانه را

گر نداری تاب این سوزنده آتش خام باش

تا مرید جام شد جمشید کامش را گرفت

گر تو هم جویندهٔ کامی مرید جام باش

تا بیابی خال او جویندهٔ هر دانه شو

تا بگیری زلف او افتاده هر دام باش

پیش روی و موی او سر خط مملوکی بده

تا قیامت مالک اقلیم صبح و شام باش

گر برای سیم باید بندگی کردن گرفت

بندهٔ آن سرو سیمین ساق سیم اندام باش

خستهٔ تیر نگاهش با هزار اصرار شو

بستهٔ زلف سیاهش با هزار ابرام باش

گر به شمشیر کشد ابروی او، تسلیم شو

ور به زنجیرت کشد گیسوی او، آرام باش

هیچ غافل از دعای آن شه خوبان مشو

وز دهانش در عوض آماده دشنام باش

گر مقام از خواجه خواهی بندهٔ چالاک شو

ور نشان از مهرجویی ذره گمنام باش

گر فروغی فخر خواهی بر همایون آفتاب

در همایون ظل ظل الله نیک انجام باش

ناصرالدین شاه فرمانده که در هر دفتری

مدح او را ثبت کن شایستهٔ انعام باش

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضا اصفهانی در ‫۴ سال قبل، چهار شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۳ نوشته:

سلام
وزن مصراع
گر به شمشیر کشد ابروی او، تسلیم شو
غلط است. با اصلاح «شمشیرت» وزن شعر درست می‌شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۹ نوشته:

گر برای سیم باید بندگی گردن گرفت----درست بنظر میرسد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.