گنجور

شمارهٔ ۴۰

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

ز هجر مهدی هادی است کار و بارم تلخ

گذشت زین غم جانسوز روزگارم تلخ

شراب وصل تو روزی شود مگر روزی

که در خیال جز اینست هرچه آرم تلخ‏

حلاوتی ز عبادت نمی‏چشم بی تو

کجا دهد بر شیرین چو تخم کارم تلخ

بری ز عمر نخوردم که لذتی بخشد

به غیر حرف تو باشد هر آنچه آرم تلخ

دهان به ذکر تو شیرین کنم مگر که به لب

به غیر حرف تو باشد هر آنچه آرم تلخ

نه ذکر تست همانا حلاوت سخنم

که هست حرف دگر هرچه می‏نگارم تلخ

اگرچه شهد خورم زهر باشدم در کام

که همچو فیض بود بی تو کار و بارم تلخ‏



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.