گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

هان مژده ای بیار صبا از دیار دوست

تا در طلب دلم شود امیدوار دوست

کحل جواهری به من آر ای نسیم صبح

زان خاک نیک‏بخت که شد رهگذار دوست

یا نامه‏ای بیار که تعویذ جان کنم

یا جان کنم نثار خط مشک‏بار دوست

خواهم ز حق که از مدد بخت کارساز

بر حسب آرزو شودم کار و بار دوست

مائیم و آستان نبی و علی و آل

جانها به کف گرفته برای نثار دوست

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

ما و چراغ و چشم و ره انتظار دوست

افلاک را برای امام آفریده‏اند

در گردشند برحسب اختیار دوست‏

دشمن اگر به رفض زند طعنه فیض را

منت خدای را که نیم شرمسار دوست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.