بشارت کز لب ساقی دگر می صاف میآید
صفای سینه داده بر سر انصاف میآید
رسید این مژده از بالا بشارت ده حریفان را
که عنقای می صافی ز کوه قاف میآید
همه عالم ز یک می مست لیکن اختلافی هست
ز عاشق نیستی خیزد ز زاهد لاف میآید
ز یک جا مست مستیها تفاوت شد ازین پیدا
که زاهد میکشد دُردی و ما را صاف میآید
نمیباشد دل بیغش نماند از صاف جز نامی
به گوش از صافی صوفی همین اوصاف میآید
رمید از پیشم آن آهو ولیکن سرخوشم از بو
ز آهو گر جدا شد نافه عطر از ناف میآید
جدا گشتم ز اصل خود چو جزوی کز کتاب افتد
ولی شیرازهٔ اجزا از آن صحاف میآید
من بیدل ز دلدارم بسی امیدها دارم
بشارتهای بهبودی مرا ز اطراف میآید
کند در لطف اگر غرقم از آن قهار میزیبد
بسوزد گر به نار قهر از آن الطاف میآید
نثار خاک پایش را ندارم رایج نقدی
ز من بپذیرد ار قلبی از آن صراف میآید
مرا در راه عشق او بسی افتاد مشکلها
کند گر مشکلاتم حل از آن کشاف میآید
سزد ار هرکسی کاری کند هر حاملی یاری
ز خوبان تَرکِ انصاف و ز ما انصاف میآید
بده ساقی می بیغش که چون از صاف سرخوش شد
به دل از عالم بالا معانی صاف میآید
سر غوغا ندارد فیض ملا گفتوگو کم کن
ز اهل دل بیاید آنچه از اجلاف میآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با به تصویر کشیدن تصورات و احساسات خود در مورد عشق و نوشیدن شراب، به بیان حالات و تجربیات عاشقانه میپردازد. او میگوید که خبری از بالای سرش میآید مبنی بر اینکه شراب صاف و خالص از کوه قاف به سوی دوستانش میرسد. عالم بر اثر یک شراب مست است، اما بین عشق و زهد تفاوتهایی وجود دارد. زاهد به دردهایش میپردازد و عاشق از صفای وجود مینوشد.
شاعر به طور خاص به زیباییهای عشق اشاره میکند و میگوید که دل بیغش نمیتواند بیصافی باشد. او خود را جدا شده از اصلش حس میکند اما شیرازهاش همچنان از منبعی الهی است. به امید بهبودی از مشکلات عشق سخن میگوید و میافزاید که عشق او بسیار دشوار است، اما امید دارد که مشکلاتش حل شود.
شاعر در نهایت از ساقی میخواهد که شراب بیغش به او بدهد، زیرا وقتی از صفای آن مست میشود، معانی بالاتر به دلش راه پیدا میکند. او میفهمد که در عشق واقعی، سر و صدا و بحث بیفایده است و تنها اهل دل میتوانند حقیقت را درک کنند.
هوش مصنوعی: خبر خوشی که از لب ساقی به گوش میرسد، نوشیدنی خالصی است که به قلبها صفا میبخشد و در نهایت، بر دلهای مردم عدالت و انصاف حاکم میشود.
هوش مصنوعی: خبر خوشی از آسمان به حریفان برسد که پرنده افسانهای و نایاب، یعنی عنقای شراب خالص، از کوه قاف به سوی ما در حال آمدن است.
هوش مصنوعی: همه دنیا از یک نوع محبت و شوق سرشار است، اما در میان آنها تفاوتهایی وجود دارد. عشق واقعی از دل عاشق سرچشمه میگیرد، در حالی که شخص زاهد فقط به زبان از محبت سخن میگوید بدون آنکه احساس واقعی داشته باشد.
هوش مصنوعی: از یک نقطه، حال مستیها تغییر کرده است. این موضوع به این دلیل مشخص است که زاهد با نوشیدن شراب، حالش عوض میشود و ما با نوشیدنی صاف و زلال، حال بهتری پیدا میکنیم.
هوش مصنوعی: دل پاک و بیدغدغه همواره باید صاف و زلال باشد، زیرا در غیر این صورت تنها نام آن باقی میماند. صفای واقعی که در دل صوفیان دیده میشود، از همین ویژگیها ناشی میشود.
هوش مصنوعی: آهو از پیش من فرار میکند، اما من از بوی آن خوشحالم. حتی اگر آهو از من دور شود، عطر خوشی همچنان از گلها به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: من از اصل خود جدا شدم، همچنان که بخشی از یک کتاب جایی گم میشود؛ اما تمام اجزا و بخشهای کتاب از دست یک صحاف به هم میپیوندند و مرتب میشوند.
هوش مصنوعی: من از معشوق خود امیدهای زیادی دارم و نویدهای بهبودی و خوشبختی به گوشم میرسد که از اطراف به من میرسند.
هوش مصنوعی: اگر در رحمت و لطف تو غرق شوم، از آن خدای قهاری شایسته است. حتی اگر با آتش خشمش بسوزم، باز هم از همین الطاف و رحمتها به دست میآید.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به اندازهای که خاک پای او ارزش دارد، چیزی به او تقدیم کنم. اگر او بخواهد قلبی از من بپذیرد، باید کسی باشد که برای او ارزش واقعی را درک کند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق او، بسیاری از مشکلات برایم پیش آمده است. اما اگر مشکلاتم حل شود، پاسخ آن از جانب معشوق به من میرسد.
هوش مصنوعی: اگر هر کسی کار خوبی انجام دهد، شایسته است که به او کمک شود. اما اگر کسی از نیکان عدل و انصاف را ترک کند، این بیانصافی از جانب ماست.
هوش مصنوعی: به من شراب بیدغل بده که وقتی از آن نوشیدم، از دل و روح خود احساس شادی و معنای ناب میکنم.
هوش مصنوعی: سر و صدا و آشفتگی در دلهای مومن و اهل دل جایی ندارد. ملا فیض به ما توصیه میکند که گفتگو و مباحثه را کاهش دهیم. آنچه از دلهای پاک و نیکو میتراود بسیار ارزشمندتر است از آنچه که از دلها و افکار ناپاک و بیارزش بیرون میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به آیین تمام از خم شراب صاف می آید
عجب فوج پریزادی زکوه قاف می آید!
اگر از پرده شب ظلمت غفلت هوا گیرد
زخط هم آن ستمگر بر سر انصاف می آید
مخور بر دل مرا تا برخوری از فکر رنگینم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.