به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت
طبیب من به درمان خواهدم کشت
ندارد هیچ پروایی دل من
تغافلهای جانان خواهدم کشت
به نازی یا نگاهی سازدم کار
به لطفی یا به احسان خواهدم کشت
به خوابم دوش حرف وصل میگفت
مگر امروز هجران خواهدم کشت
ملامت گو چه میخواهد ز جانم
کرانی زین کرانان خواهدم کشت
مگر اینان به شیرینی کشندم
وگرنه زهر آنان خواهدم کشت
به رسوایی و شیدایی زن ای فیض
وگرنه درد هجران خواهدم کشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و درد هجران اشاره میکند. او میگوید که میخواهد به زهر مژگان محبوبش آلوده شود و اگر درمان نگیرد، خود را خواهد کشت. دلش هیچ نگرانیتی ندارد و به بیتوجهی محبوبش اشاره میکند. او در حال انتظار ناز و نگاه عشق است و حتی خوابش پر از حرفهای وصال محبوب است. در ادامه، شاعر به ملامتها و دردهای ناشی از هجران اشاره میکند و در نهایت میگوید که اگر این عشق شیرین نباشد، خود را تسلیم تلخی میکند و از درد هجران خواهد مرد.
هوش مصنوعی: مژگان آلوده به زهر مرا خواهد کشت و پزشک من نیز با درمانش مرا خواهد کشت.
هوش مصنوعی: دل من هیچ نگرانی ندارد و بیخیالیهای معشوق مرا به مرگ میکشاند.
هوش مصنوعی: با ناز و یک نگاه تو، کارم را به راه میاندازم و به کمک و نیکیات، زندگیام را خواهی ساخت.
هوش مصنوعی: دیشب در خواب، از پیوستگی و وصال صحبت میکردم، اما امروز به نظر میرسد که جدایی مرا به شدت آزار میدهد و از بین میبرد.
هوش مصنوعی: از من عیبجویی نکنید، که نمیدانید چه میخواهید. من از این وضعیت خستهام و آرزو دارم که رها شوم.
هوش مصنوعی: اگر این افراد به شیرینی با من رفتار نکنند، قطعاً زهر آنها مرا خواهد کشت.
هوش مصنوعی: اگر نخواهی به من شیدایی و عشق را هدیه کنی، میترسم که درد جدایی مرا نابود کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.