گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما را که نوای بی نوائیست

مستی ز شراب کبریائیست

تا حشر بخویشتن نیائیم

هشیار و یا زحق جدائیست

ساقی قدحی بده که مستی

بهتر زعبادت ریائیست

ما معتکفیم در خرابات

ما را چه مجال پارسائیست

از ما طمع صالح خامیست

مستیست چه جای خودنمائیست

بیگانه مباش زاهد از ما

ما را با دوست آشنائیست

ای فیض ازین صریح تر گوی

ما را از دوست کی جدائیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی یوسفی نوشته:

باسلام، مصراع اول بیت پنجم احتمالا این گونه صحیح است : از ما طمع صلاح خامی است. و در بیت ششم مارا بر دوست… صحیح تر می نماید از لحاظ وزن. و همچنین مصراع دوم بیت آخر از نظر وزن کمی ثقیل است و شاید درست آن چیز دیگری بوده است. «ممنون از زحمات شما»

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی