عشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست
گوهر روحی پاکی بین چه سان در خون نشست
گشت عالم را سراپا جای گنجایش نیافت
غیرصحرای دل من زان درین هامون نشست
اینقدر دانم که جا کرده است در ویرانه ام
می ندانم چون درآمد از کجا و چون نشست
پادشاه عشق بر ملک خرد تا دست یافت
ملک را بگرفت سرتا سر خرد بیرون نشست
هر خردمندی که بوئی از می عشقش شنید
سر بصحرا داد عقل و پهلوی مجنون نشست
جویها از چشم خونبارم روان شد هر طرف
هر که نزدیک من آمد لاجرم در خون نشست
اشک تا سر کرد از چشمم بدورم شد محیط
تیره آه از سینه ام برخواست برگردون نشست
چرخ هر چند از ترحم مهربانی بیش کرد
گرد محنت بر سر و روی دلم افزون نشست
در غزل فکری نباید کرد چندان فیض را
معنی برخاست تا از خاطرش موزون نشست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق عمیق و تاثیر آن بر روح و دل شاعر میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق در دل او جا گرفته و باعث شده که احساس کند هیچ جای دیگری در دنیا برای آن وجود ندارد. او از حال و هوای خود میگوید که حتی خرد او تحت تاثیر عشق قرار گرفته و عقل را رها کرده است. هنگامی که دیگران نزد او میآیند، به خاطر شدت احساساتش، ممکن است در غم و اندوه او شریک شوند. این شعر در نهایت به عمق فاجعه و درد ناشی از عشق اشاره میکند و تأکید میکند که فهم کامل این تجربه عاطفی دشوار است.
هوش مصنوعی: عشق بیچون و چرا به قلبم چنگ انداخته است. مانند یک سنگ قیمتی که روحی پاک دارد، در رگهایم جای گرفته است.
هوش مصنوعی: جهان به هیچ جا نمیتواند جا دهد و تنها کویر دل من است که در این بیابان آرام گرفته است.
هوش مصنوعی: میدانم که در دلم، احساسات و خاطراتی نشستهاند که مثل یک میهمان در ویرانهای قرار دارند. اما نمیدانم چطور و از کجا این احساسات وارد شدهاند و چه مدت است که در درونم جا گرفتهاند.
هوش مصنوعی: عشق بر عقل سلطه پیدا کرد و زمانی که به این قدرت رسید، تمام عقل را کنار گذاشت و خود را برتر از آن دید.
هوش مصنوعی: هر فرد عاقل و دانایی که اندک بویی از عشق و شوق را حس کند، عقل خود را رها کرده و در کنار مجنون، دیوانه عشق، قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک و اندوه است و مانند جویبارهایی که در هر سو جاریاند، اشکهایم به هر طرف میریزند. هر کس که به من نزدیک میشود، ناگزیر در این اندوه و غم غوطهور میشود.
هوش مصنوعی: وقتی اشک از چشمانم سرازیر شد، دور و برم را تاریکی فراگرفت. آوایی از درونم بلند شد و در آن فضا جا گرفت.
هوش مصنوعی: هرچند دنیا با لطف و مهربانی خود به من کمک کرد، اما مشکلات و سختیها بر دل و زندگیام بیشتر تأثیر گذاشتند.
هوش مصنوعی: در سرودن شعر نباید زیادی به فکر فرورفت، زیرا معنای شعر باید به naturally از ذهنش توی ترکیب دلنشین بیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
در جگر صد ناوک غیرت مرا افزون نشست
شب خیال قامتت از دیده تر میگذشت
تا به گردن همچو شاخ ارغوان در خون نشست
ناقه محملنشین یک بار راهی گم نکرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.