سر هفته را زال و رستم به هم
رسیدند بیکام دل پر ز غم
چو ایرانیان آگهی یافتند
همه داغ دل پیش بشتافتند
چو رستم پدید آمد و زال زر
همان موبدان فراوان هنر
هر آن کس که بود از نژاد زرسب
پذیره شدن را بیاراست اسب
همان طوس با کاویانی درفش
همه نامداران زرینه کفش
چو گودرز پیش تهمتن رسید
سرشکش ز مژگان به رخ برچکید
سپاهی همی رفت رخساره زرد
ز خسرو همه دل پر از داغ و درد
بگفتند با زال و رستم که شاه
به گفتار ابلیس گم کرد راه
همه بارگاهش سیاهست و بس
شب و روز او را ندیدست کس
از این هفته تا آن در بارگاه
گشایند و پوییم و یابیم راه
جز آنست کیخسرو ای پهلوان
که دیدی تو شاداب و روشنروان
شده کوژ بالای سرو سهی
گرفته گل سرخ رنگ بهی
ندانم چه چشم بد آمد بر اوی
چرا پژمرید آن چو گلبرگ روی
مگر تیره شد بخت ایرانیان
وگر شاه را ز اختر آمد زیان
بدیشان چنین گفت زال دلیر
که باشد که شاه آمد از گاه سیر
درستی و هم دردمندی بود
گهی خوشی و گه نژندی بود
شما دل مدارید چندین به غم
که از غم شود جان خرم دژم
بکوشیم و بسیار پندش دهیم
به پند اختر سودمندش دهیم
وز آن پس هر آن کس که آمد به راه
برفتند پویان سوی بارگاه
هم آنگه ز در پرده برداشتند
بر اندازهشان شاد بگذاشتند
چو دستان و چون رستم پیلتن
چو طوس و چو گودرز و آن انجمن
چو گرگین و چون بیژن و گستهم
هر آن کس که رفتند گردان به هم
شهنشاه چون روی ایشان بدید
به پرده در آوای رستم شنید
پراندیشه از تخت بر پای خاست
چنان پشت خمیده را کرد راست
ز دانندگان هرکه بد زابلی
ز قنوج وز دنبر و کابلی
یکایک بپرسید و بنواختشان
به رسم مهی پایگه ساختشان
همان نیز ز ایرانیان هرکه بود
به اندازهشان پایگه برفزود
بر او آفرین کرد بسیار زال
که شادان بدی تا بود ماه و سال
ز گاه منوچهر تا کیقباد
از آن نامداران که داریم یاد
همان زو طهماسب و کاووس کی
بزرگان و شاهان فرخندهپی
سیاوش مرا خود چو فرزند بود
که با فر و با برز و اورند بود
ندیدم کسی را بدین بخردی
بدین برز و این فره ایزدی
به پیروزی و مردی و مهر و رای
که شاهیت بادا همیشه به جای
چه مهتر که پای ترا خاک نیست
چه زهر آنکه نام تو تریاک نیست
یکی ناسزا آگهی یافتم
بدان آگهی تیز بشتافتم
ستارهشناسان و کنداوران
ز هر کشوری آنکه دیدم سران
ز قنوج وز دنور و مرغ و مای
برفتند با زیج هندی ز جای
بدان تا بجویند راز سپهر
کز ایران چرا پاک ببرید مهر
از ایران کس آمد که پیروز شاه
بفرمود تا پردهٔ بارگاه
نه بردارد از پیش سالار بار
بپوشد ز ما چهرهٔ شهریار
من از درد ایرانیان چون عقاب
همی تاختم همچو کشتی بر آب
بدان تا بپرسم ز شاه جهان
ز چیزی که دارد همی در نهان
به سه چیز هر کار نیکو شود
همان تخت شاهی بیآهو شود
به گنج و به رنج و به مردان مرد
به جز این نشاید همی کار کرد
چهارم به یزدان ستایش کنیم
شب و روز او را نیایش کنیم
که اویست فریادرس بنده را
هم او بازدارد گراینده را
به درویش بخشیم بسیار چیز
اگرچند چیز ارجمند است نیز
بدان تا روان تو روشن کند
خرد پیش مغز تو جوشن کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، زال و رستم در آغاز هفته به هم میرسند و هر دو دلنگران و غمگین هستند. ایرانیان از غم و درد آگاه میشوند و به سمت زال و رستم میآیند. خبری میرسد که کیخسرو، شاه ایران، از راه راست منحرف شده و در قصرش همه جا تاریک و غمانگیز است. زال به بقیه میگوید که باید امیدشان را از دست ندهند و برای کیخسرو دعا کنند. سپس همه به سمت بارگاه حرکت میکنند. وقتی شاه ایرانیان را میبیند، به احترامشان از تخت برمیخیزد و به آنها خوشامد میگوید.
زال به بزرگان تاریخ ایران اشاره میکند و از صفات پسندیده و برجسته سیاوش که همانند فرزندی برایش بوده، سخن میگوید. او بر این باور است که برای کارهای خوب باید با قدرت، کوشش و همچنین نیایش به یزدان پیش بروند.
در نهایت، زال بر اهمیت دعا و ستایش خداوند تاکید میکند و بر این حقیقت اشاره مینماید که با ترکیبی از اراده، تلاش و دعا میتوان از مشکلات عبور کرد.
هوش مصنوعی: در آغاز هفته، زال و رستم به یکدیگر رسیدند، ولی دلشان پر از غم و ناراحتی بود و هیچ کدام به آنچه میخواستند، دست نیافتند.
هوش مصنوعی: وقتی ایرانیان از موضوعی مطلع شدند، همه با دلهایی پر از غم به سمت او رفتند.
هوش مصنوعی: وقتی رستم ظاهر شد و زال زر، همانطور که موبدان و هنرمندان بسیاری در آنجا بودند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از خاندانی با افتخار و مقام باشد، باید آمادگی پذیرش و افتخار را داشته باشد.
هوش مصنوعی: طوس و درفش کاویانی، هر دو نماد و یادآور شخصیتها و قومیتهای بزرگ و برجستهای هستند که در تاریخ قابل احترام و شناخته شدهاند. نامداران و شخصیتهای برجستهای که در گذشته قدرت و شجاعت خود را با دلاوریها و نشانههای خاص خود نشان دادهاند. این عبارت به نوعی به اتحاد و ارج نهادن به این نامداران تاریخی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: وقتی گودرز به تهمتن (رستم) رسید، اشکهایش از چشمانش به روی صورتش ریخت.
هوش مصنوعی: یک سرباز با چهرهای پریده رنگ در حال حرکت است، و دلش پر از اندوه و درد به خاطر آقایش است.
هوش مصنوعی: گفتند که زال و رستم به شاه گفتند که او به دلیل سخنان ابلیس، راه را گم کرده است.
هوش مصنوعی: تمامی مکان و عرصه او تاریک است و هیچکس نه در شب و نه در روز او را ندیده است.
هوش مصنوعی: از این به بعد تا زمانی که دربار باز شود، ما حرکت میکنیم و راه خود را پیدا میکنیم.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از کیخسرو، ای پهلوان، به یاد داری این است که او را شاداب و با روحی روشن دیدی.
هوش مصنوعی: درخت سرو با قامت بلند و خمیدهاش، گلهای سرخی را بر سر دارد که رنگی زیبا و جذاب دارند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چشم نحوستی به او افتاده است که مانند گلبرگ، زیباییاش پژمرده شده است.
هوش مصنوعی: تا کی بخت ایرانیها بد خواهد بود و آیا نیکبختی برای شاهشان از ستارهها بزرگ نمیرسد؟
هوش مصنوعی: زال دلیر به آنها گفت که آیا کسی هست که از طرف شاه بیاید؟
هوش مصنوعی: درستکاری و همدردی همیشه بوده است، گاهی خوشی و گاهی ناراحتی هم وجود دارد.
هوش مصنوعی: به خودتان اجازه ندهید که در غم و اندوه غرق شوید، زیرا این اندوه تنها باعث میشود که روح شما در کمال شادی و آرامش آسیب ببیند.
هوش مصنوعی: بیایید تلاش کنیم و او را بارها نصیحت کنیم تا از راهنماییهای مفید بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: بعد از آن، هر کسی که به این راه قدم گذاشت، به سمت بارگاه رفت و در حال حرکت بود.
هوش مصنوعی: در آن لحظه پرده را کنار زدند و به اندازهای که شاد بودند، در آنجا را ترک کردند.
هوش مصنوعی: مانند دستان و رستم پهلوان، مانند طوس و گودرز و آن گروه.
هوش مصنوعی: همانند گرگ و بیژن و گستهم، هر کسی که به دور هم جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: هنگامی که پادشاه چهره آنها را دید، در پس پرده صدای رستم را شنید.
هوش مصنوعی: فردی با افکار و اندیشههای زیاد از تخت خواب برخاست و به طوری که قامت خمیدهاش را راست کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از دانایان باشد و به زابل و قنوج و دنبر و کابل تعلق داشته باشد، شایسته توجه و ارادت است.
هوش مصنوعی: هر یک را به دقت پرسید و با محبت با آنها رفتار کرد و به عنوان یک سنت نیک، برایشان جایگاهی ویژه فراهم کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی از ایرانیان به اندازهٔ خود، در جایگاهش برف و بلندیهایی را افزوده است.
هوش مصنوعی: زال بسیار به او ستایش کرد، زیرا او تا زمانی که ماه و سال میگذشت، شاد و خوشحال بود.
هوش مصنوعی: از زمان منوچهر تا کیقباد، ما به یاد نام آوران و بزرگانی که داریم، اشاره میکنیم.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به دو شخصیت تاریخی، طهماسب و کاووس، که هر دو از بزرگان و پادشاهان با فضیلت و خوشنامی هستند. آنها به عنوان نمادهایی از رهبری و شایستگی در تاریخ شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: سیاوش برای من مانند فرزندی بود که از جهات مختلف مانند توانمندی و ویژگیهای ارزشی برخوردار بود.
هوش مصنوعی: هیچ کس را ندیدم که به اندازه تو دانا و با وقار باشد و این حالتی که تو داری نشانهای از فضیلت الهی است.
هوش مصنوعی: به موفقیت، شجاعت و محبت و اندیشه، امیدوارم که همیشه در مقام و جایگاه خود بمانی.
هوش مصنوعی: چه اهمیت دارد که پای تو به خاک نیفتاده است، و چه ناراحتکننده است اگر نام تو همچون تریاک اثر نداشته باشد.
هوش مصنوعی: من از یک ناسزا مطلع شدم و به خاطر آن به سرعت واکنش نشان دادم.
هوش مصنوعی: از هر کشوری که ستارهشناسان و دانشمندان را دیدهام، آن کسی که به نظر میرسد در بالاترین مقام و جایگاه قرار دارد، فردی است که برجستهترین توانمندیها را از آن خود کرده است.
هوش مصنوعی: از قنوج و دنور و همچنین مرغ و مای به همراه زیج هندی از مکان خود رفتند.
هوش مصنوعی: بدان که باید بگردی و دنبال راز آسمان بگردی که چرا از ایران مهر و محبت را دور کرده است.
هوش مصنوعی: از ایران کسی نیامد که پیروز شاه دستور دهد تا پردهٔ بارگاه را کنار بزنند.
هوش مصنوعی: کسی که از پیش سَرور چیزی برنمیدارد، چهرهٔ پادشاه را از ما میپوشاند.
هوش مصنوعی: من از درد و رنج مردم ایران همچون عقابی پرواز میکنم و به سرعت پیش میروم، مانند کشتیای که بر روی آب حرکت میکند.
هوش مصنوعی: میخواهم از پادشاه جهان بپرسم درباره چیزی که در دل پنهان دارد.
هوش مصنوعی: با سه چیز میتوان هر کار خوبی را انجام داد: همانند آنکه تخت سلطنت بدون هیچ مانعی فراهم میشود.
هوش مصنوعی: افراد بزرگ و شایسته باید برای رسیدن به ارزشها و اهداف خود، به تلاش و زحمت بپردازند و فقط از طریق تلاش میتوانند به نتایج دلخواه دست یابند.
هوش مصنوعی: در هر شب و روز، خداوند را ستایش و دعا میکنیم.
هوش مصنوعی: او کسی است که به بندگانش کمک میکند و در عین حال میتواند کسانی را که به سمت بدی میروند، دور کند و از خطا بازدارد.
هوش مصنوعی: اگرچه چیزهای ارزشمندی داریم، اما میتوانیم به درویشها چیزهای زیادی ببخشیم.
هوش مصنوعی: بدان که خرد و عقل تو میتواند روح تو را روشن کند و مانند زرهی برای حفاظت از مغز و فکر تو عمل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.