گنجور

پادشاهی فرخ زاد

 
ابوالقاسم فردوسی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی فرخ زاد
 

ز جهرم فرخ زاد راخواندند

بران تخت شاهیش بنشاندند

چو برتخت بنشست و کرد آفرین

ز نیکی دهش بر جهان آفرین

منم گفت فرزند شاهنشهان

نخواهم جز از ایمنی در جهان

ز گیتی هرآنکس که جوید گزند

چو من شاه باشم نگردد بلند

هر آنکس که جوید به دل راستی

نیارد به کار اندرون کاستی

بدارمش چون جان پاک ارجمند

نجویم ابر بی‌گزندان گزند

چو یک ماه بگذشت بر تخت اوی

بخاک اندر آمد سر و بخت اوی

همین بودش از روز و آرام بهر

یکی بنده در می برآمیخت زهر

بخورد و یکی هفته زان پس بزیست

هرآنکس که بشنید بروی گریست

همی پادشاهی به پایان رسید

ز هر سو همی دشمن آمد پدید

چنین است کردار گردنده دهر

نگه کن کزو چند یابی تو بهر

بخور هرچ داری به فردا مپای

که فردا مگر دیگر آیدش رای

ستاند ز تو دیگری را دهد

جهان خوانیش بی‌گمان بر جهد

بخور هرچ داری فزونی بده

تو رنجیده‌ای بهر دشمن منه

هرآنگه که روز تو اندر گذشت

نهاده همه باد گردد به دشت

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

شاهنامهٔ فردوسی - چاپ مسکو » تصویر 3325

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کرمانی در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۸ نوشته:

با سلام اگر امکانش هست در تنظیمات سایت رفتن به صفحه بعد را برای داستان های مختلف بگذارید. برای مثال برای خواندن پادشاهی یزدگرد مجبور نباشیم در جستجو به دنبال بگردیم

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.