گذشتم ز توقیع نوشینروان
جهان پیر و اندیشه من جوان
مرا طبع نشگفت اگر تیز گشت
به پیری چنین آتشآمیز گشت
ز منبر چو محمود گوید خطیب
بدین محمد گراید صلیب
همیگفتم این نامه را چند گاه
نهان بد ز خورشید و کیوان و ماه
چو تاج سخن نام محمود گشت
ستایش به آفاق موجود گشت
زمانه بنام وی آباد باد
سپهر از سر تاج او شاد باد
جهان بستد از بتپرستان هند
به تیغی که دارد چو رومی پرند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: من از نامهای که خودش نشانهای از زیبایی و تازگی دارد، عبور کردم؛ در حالی که دنیا پیری را نشان میدهد، اما افکار و روح من همچنان جوان و شاداب است.
هوش مصنوعی: اگر در پیری هم ذوق و قریحهام تیز و پرشور شد، شگفتزده نخواهم شد.
هوش مصنوعی: وقتی که خطیب از منبر سخن میگوید و محمود را یاد میکند، همگان به سمت محمد گرایش پیدا میکنند و صلیب (نماد مسیحیت) را از یاد میبرند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی بود که فکر میکردم این نامه را باید از دید خورشید، ستارهها و ماه پنهان نگه دارم.
هوش مصنوعی: وقتی که سخن از محمود به عنوان یک شخصیت بزرگ و برجسته مطرح شد، ستایش و احترام به او در تمامی جهان گسترده شد.
هوش مصنوعی: باشد که زمانه به خاطر او آباد شود و آسمان به خاطر تاج او خوشحال باشد.
هوش مصنوعی: جهان از دست آئین بتپرستی در هند پاک شد به وسیله قدرت و نیرویی که رومیان دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.