گذشتم ز توقیع نوشینروان
جهان پیر و اندیشه من جوان
مرا طبع نشگفت اگر تیز گشت
به پیری چنین آتشآمیز گشت
ز منبر چو محمود گوید خطیب
بدین محمد گراید صلیب
همیگفتم این نامه را چند گاه
نهان بد ز خورشید و کیوان و ماه
چو تاج سخن نام محمود گشت
ستایش به آفاق موجود گشت
زمانه بنام وی آباد باد
سپهر از سر تاج او شاد باد
جهان بستد از بتپرستان هند
به تیغی که دارد چو رومی پرند