ای فتنه یک دم آی ز بالای زین فرو
شورِ زمانه خاسته یک دم نشین فرو
با قامتی چنین چو به گلشن گذر کنی
سرو از خجالت تو رود در زمین فرو
دلها چو نافه در شکنش بس که خون شدند
ناید ز ناز زلف ترا سر به چین فرو
آئین کفرو سجدة بت نیز عالمی است
زاهد چه رفتهای همه در فکر دین فرو!
فیّاض حاصلی ندهد بهر این حیات
رفتن به بحر غصّه و غم این چنین فرو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و دلشکسته یک عاشق میپردازد. شاعر از درد و رنج خود به خاطر جدایی و بیاحساسی معشوق میگوید. او به وسوسهای اشاره میکند که باعث میشود حتی در میخانه نیز آرامش نداشته باشد. همچنین به سوگندهایی که به خاطر ترس از قضاوت دیگران شکسته شده، اشاره میکند و بیان میکند که جفا و بدی بیشتر از نقص دوستی است. شاعر در نهایت به خطرهایی که از طرف معشوق ممکن است برایش پیش آید، هشدار میدهد.
هوش مصنوعی: ای فتنه، لحظهای به پایین زین بیا و بیفکن بر زمین آشوب زمانه را. لحظهای در جا بنشین و همه چیز را بنگر.
هوش مصنوعی: وقتی با قامتی اینچنینی از میان گلستان عبور کنی، سروها از شرم به زیر زمین فرو میروند.
هوش مصنوعی: دلها مانند یک ریسه نرم و حساس در هم تنیده شدهاند و به خاطر غم و اندوه، خون آلود شدهاند. زیبایی و ناز زلف تو باعث شده که سرها به نشانه تسلیم و محبت در برابر آن پایین بیفتد.
هوش مصنوعی: کسی که به پرستش بت مشغول است نیز جهان خاصی دارد و کسی که زاهد و پارسا است، نباید از حقیقت دور شود. تو هم باید مراقب باشی که همه در فکر دینداری خود هستند.
هوش مصنوعی: کسی که بخشندگی و فراوانی ندارد، نمیتواند بهرهای از زندگی به دست آورد، و در این مسیر، غصه و اندوه را تجربه خواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوی را که تو را ز تاب می، ریخته از جبین فرو
موج بلاست کآمده، بر سر عقل و دین فرو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.