ای فتنه یک دم آی ز بالای زین فرو
شورِ زمانه خاسته یک دم نشین فرو
با قامتی چنین چو به گلشن گذر کنی
سرو از خجالت تو رود در زمین فرو
دلها چو نافه در شکنش بس که خون شدند
ناید ز ناز زلف ترا سر به چین فرو
آئین کفرو سجدة بت نیز عالمی است
زاهد چه رفتهای همه در فکر دین فرو!
فیّاض حاصلی ندهد بهر این حیات
رفتن به بحر غصّه و غم این چنین فرو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و تأثیرگذاری یک معشوقه اشاره میکند که با حضوری دلربا و شکوهمند به جمع دلها وارد میشود. او تأکید میکند که چنین زیبایی میتواند حتی درختان سرو را به خجالت بیندازد و دلهای عاشقان را سرشار از درد کند. همچنین، شاعر به تضاد میان دنیا و آخرت اشاره میکند و از زاهدان میپرسد که چرا در فکر دین هستند در حالی که زیباییهای دنیا نیز قابل توجه است. در نهایت، فیاض مینویسد که زندگی بدون لذت و خوشی، چیزی جز غصه و غم نیست.
هوش مصنوعی: ای فتنه، لحظهای به پایین زین بیا و بیفکن بر زمین آشوب زمانه را. لحظهای در جا بنشین و همه چیز را بنگر.
هوش مصنوعی: وقتی با قامتی اینچنینی از میان گلستان عبور کنی، سروها از شرم به زیر زمین فرو میروند.
هوش مصنوعی: دلها مانند یک ریسه نرم و حساس در هم تنیده شدهاند و به خاطر غم و اندوه، خون آلود شدهاند. زیبایی و ناز زلف تو باعث شده که سرها به نشانه تسلیم و محبت در برابر آن پایین بیفتد.
هوش مصنوعی: کسی که به پرستش بت مشغول است نیز جهان خاصی دارد و کسی که زاهد و پارسا است، نباید از حقیقت دور شود. تو هم باید مراقب باشی که همه در فکر دینداری خود هستند.
هوش مصنوعی: کسی که بخشندگی و فراوانی ندارد، نمیتواند بهرهای از زندگی به دست آورد، و در این مسیر، غصه و اندوه را تجربه خواهد کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوی را که تو را ز تاب می، ریخته از جبین فرو
موج بلاست کآمده، بر سر عقل و دین فرو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.