باز در دل دود آه شعله ور پیچیدهام
دوزخی در تنگنای یک شرر پیچیدهام
کردهام گرداب را فوّارة صد گردباد
بسکه اشک و آه را در یکدگر پیچیدهام
در محبّت معنی بسیار را لفظ کمیست
نامة احوال خود را مختصر پیچیدهام
لذّت در خون تپیدن ناگوارم باد اگر
هرگز از فرمان شمشیر تو سر پیچیدهام
عرض دریا داشتم از قطرهای کمتر شدم
بسکه بر خود بی تو چون آب گهر پیچیدهام
من ندانم راه و رسم نامه و پیغام را
شعلهای در بال مرغ نامه بر پیچیدهام
هان ترا فیّاض ارزانی پرافشانی که من
همچو عنقا پای در دامان پر پیچیدهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و احساسات عمیق خود صحبت میکند. او خود را به شکلی توصیف میکند که در دنیای هوس و مشکلات گرفتار شده است. به بیان دیگر، او مانند نسیمی است که بوی گلها را به همراه دارد، اما در عین حال در دنیای سختیها و مشکلات محصور شده است. احساس میکند که نمیتواند به آزادی برسد و در قفس محدودیتهای خود زندانی است. شاعر به ناامیدی و غم خود اشاره میکند و نشان میدهد که هرچه تلاش میکند، باز هم در این احساسات پیچیده و دردناک باقی میماند. همچنین به گریه و ناراحتی خود به عنوان نشانهای از بیطاقتی اشاره میکند. در کل، شعر بیانگر حسرت و پیچیدگیهای عشق و زندگی است.
هوش مصنوعی: دوباره در دل خودم، به خاطر اندوه و آهی که دارم، حس درد و عذاب مثل شعلهای در آتش مرا احاطه کرده و در تنگنای آن احساس، گیر افتادهام.
هوش مصنوعی: من چنان غم و اندوهی را در هم تنیدهام که به مانند گرداب و تندبادها به هم میپیچد و بر میخیزد.
هوش مصنوعی: در عشق، مفاهیم عمیق زیادی وجود دارد که با کلمات کم نمیتوان آنها را بیان کرد. من شرایط و احساسات خود را بهطور مختصر و با ظرافت نوشتهام.
هوش مصنوعی: اگر در برابر شمشیر تو سر فرود نیاوردهام، پس از احساس لذتی که در خون تپیدن دارم، خوشحال نخواهم بود.
هوش مصنوعی: من در دریا طعنهای از قطرهای کوچکتر شدم، چون به خاطر نبود تو، همچون آب در ظرف ذرهای پیچیدهام.
هوش مصنوعی: من از فنون نوشتن نامه و پیام اطلاعی ندارم، اما شعلهای در پرهای مرغ نامهبر دارم که به سمتی میتازد.
هوش مصنوعی: ای کسی که بخشندهای و برکاتت را منتشر میکنی، بدانی که من مانند پرندهای کمیاب و ناشناخته در پیچ و خمهای زندگی گرفتار شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اشک را در پردههای چشم تر پیچیدهام
سادهلوحی بین که در کاغذ شرر پیچیدهام
من نه آن نخلم که ننگ بیبری بارآورم
سر ز بیم سنگ طفلان از ثمر پیچیدهام
گرچه مور لاغرم اما شکارم فربه است
[...]
کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیدهام
پا به دامان تحمل تا کمر پیچیدهام
کی حدیث شکوه میگوید لب اظهار من
من که درد ناوکش را در جگر پیچیدهام
نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیدهام
خویش را در جیب صد عیب و هنر پیچیدهام
هرچه با گردون دون دادم همانم باز داد
چون صدا این کوه را من بر کمر پیچیدهام
باطن خود را به ظاهر نیک گردانیدهام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.