گنجور

 
فیاض لاهیجی

از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر

شورش دیوانه از باد بهاری بیش‌تر

دوش کز هر شب قرارش با تغافل بیش بود

بود ما را هم زهر شب بیقراری بیش‌تر

از غضب هر چند نازش بار بر دل می‌نهاد

کردم از بی‌طاقتی‌ها بردباری بیش‌تر

زارتر می‌کُشت ما را ناز بی‌پروای او

پیش او چندان که می‌کردیم زاری بیش‌تر

طعنه بر بیتابیم کم زن که کار و بار عشق

اختیاری هست، امّا اضطراری بیش‌تر

از زمین برداشت ما را عشق و بر گردون فکند

اعتبارم بیش شد بی‌اعتباری بیش‌تر

از برای امتحان فیّاض ما را داده‌اند

اختیاری، ضعفش از بی‌اختیاری بیش‌تر

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

می شود مغلوب، خصم از بردباری بیشتر

تیغ لنگر دار دارد زخم کاری بیشتر

هرکه راچون شانه دردل زخم کاری بیشتر

می کند زلف سخن راشانه کاری بیشتر

بر کم وبیش محبت بیقراری شاهدست

[...]

واعظ قزوینی

میشود زین بندگیها، شرمساری بیشتر

زان بتقصیرم بود، امیدواری بیشتر

کوچکان را مینماید در نظر دولت بزرگ

هست میدان نگین وقت سواری بیشتر

از سفر کردن شود کس دلنشین عالمی

[...]

حزین لاهیجی

می کند دل در خم زلف تو زاری بیشتر

شب چو شد، بیمار دارد بی قراری بیشتر

گرچه به می گردد از پرهیز، هر دردی که هست

درد دین را می کند پرهیزگاری بیشتر

ابر دریا دل کند گل در گریبان خار را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه