ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد
سر باخت هر که از حد خود پا به در نهاد
بیجرم اگر زدی سر زلف اعتراض نیست
هر کس که گشت عاشق روی تو سر نهاد
چشم از رخ تو برنتوانیم داشتن
زلف کج تو بند به پای نظر نهاد
چندان که نارساست، به دلها رساترست
در صید دل کمند تو رسم دگر نهاد
فیّاض مشکل است که از سر به در رود
این عادی بدی که ترا هست در نهاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیباییهای معشوق و درد عشق اشاره میکند. او از زلف معشوق سخن میگوید که حتی اگر کسی به خاطر آن سرش را ببازد، دلیل بر گناه او نیست، بلکه عشق واقعی است. عشق به معشوق آنقدر عمیق و غیرقابل مقاومت است که چشم از او برنمیدارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که در برابر جذابیت معشوق، فرار از عشق برای او امری دشوار و غیرممکن است.
هوش مصنوعی: اگرچه موهایت را ببری، اما من سرم را به پای تو نهادهام. هر کسی که از حدود خود فراتر برود، حتماً خواهد باخت.
هوش مصنوعی: اگر بدون دلیل به موهای معترض تو دست زدم، اشکالی ندارد، زیرا هر کسی که عاشق چهره تو شد، سرش را به پای تو میگذارد.
هوش مصنوعی: چشممان را نمیتوانیم از چهره تو برداریم و در عین حال، زلف پیچیدهات هم ما را در دام خود گرفتار کرده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که احساسات ما ناقص و نارسا باشد، تأثیر آن بر دلها بیشتر خواهد بود. در شکار دلها، روشی نوین به کار گرفتهای.
هوش مصنوعی: بخشش و عطا کردن کار آسانی نیست، به ویژه برای کسی که در درونش خصیصهها و عادات ناپسند ریشه دوانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.