در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
هر گل که داشت بوی وفا رنگ برنداشت
جوش صلای عشق به هفت آسمان رسید
این شور را به غیر دل تنگ برنداشت
دل در بغل، به گرد دو عالم برآمدیم
یک کس به قصد شیشة ما سنگ برنداشت
در حیرتم ز بلبل تصویر از آنکه بود
لبریزِ ناله عمری و آهنگ برنداشت
میخواست پا به سنگ نیاید رونده را
راه دراز عشق که فرسنگ برنداشت
تردامنی ز جبهة دل نور غم برد
آیینهام ز کثرت غم زنگ برنداشت
ابرام صلح را به چه هموار کرده بود
نازک دلت که چاشنی جنگ برنداشت
فیّاض چون نبود لغتدان حرف عشق
همراه خویش بهر چه فرهنگ برنداشت!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و غمهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. او از درد و اندوهی سخن میگوید که در رابطه با محبوبش تجربه کرده و از دست رفتن امید را بیان میکند. شاعر اشاره میکند که تلاش برای نزدیکی و وصال به محبوب؛ او را به خطر و دشواریهای بیشتری میکشاند. در نهایت، او به حرمان و ناتوانی در تحمل دردهای ناشی از عشق اشاره میکند و احساس میکند که دیگر نمیتواند بیش از این مقابله کند. این شعر نشاندهنده چالشهای عاطفی و عذابهای ناشی از عشق است.
هوش مصنوعی: در باغ عشق و وفا، هیچ گلی که عطر صداقت و وفاداری داشته باشد، خود را فریب نمیدهد و نیرنگ ندارد. هر گل تنها با بوی واقعی خود شناخته میشود و این نشاندهندهی صداقت آن است.
هوش مصنوعی: آوای عشق به اوج آسمانها رسید و این احساس عمیق فقط در دلهای بیقرار احساس شد.
هوش مصنوعی: دل ما در آغوش است و در حالی که به دور دنیا میچرخیم، کسی از روی قصد و نیت، به شیشه دلمان سنگ نینداخته است.
هوش مصنوعی: من در شگفتیام از بلبل که چرا با وجود اینکه عمری پر از ناله و درد داشته، همچنان خاموش مانده و آهنگی سر نداده است.
هوش مصنوعی: عاشق نمیتواند به راحتی و بدون چالش مسیر طولانی عشق را طی کند. برای او مشکلات و موانع طبیعی است و نباید انتظار داشت که این راه ساده باشد.
هوش مصنوعی: در دل من غمهایی وجود دارد که به خاطر آنها، حالتی ترد و آسیبپذیر پیدا کردهام. دردهای فراوانم باعث شده که قلبم مانند آینهای کدر و زنگزده به نظر بیاید.
هوش مصنوعی: به چه دلایلی صلح را به راحتی پذیرفته بودی، در حالی که دل حساس تو حاضر به تحمل جنگ نبود؟
هوش مصنوعی: درست است که شاعر در زمینه عشق به اندازه کافی آگاهی و دانش ندارد، اما چرا باید واژهنامهای در مورد آن داشته باشد؟ عشق خود به اندازه کافی سرشار و بیپایان است که نیازی به تعاریف اضافی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت
این سیل هرگز از ره من سنگ برنداشت
از بس فشرد گریه بیدادگر مرا
ناخن ز کاوش دل من رنگ برنداشت
اوقات خود ز مشق پریشان سیاه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.