گنجور

 
فتحعلی‌شاه

از خون دلم سرشک گلنار شده است

این چشمه ببین که رشک گلزار شده است

من جان به بهای وصلت آرم گویم

زالی‌ست که یوسفی خریدار شده است

 
 
انتشار کتاب «گنجور، قدرت بی‌نهایت کوچک‌ها» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه
مولانا

گفتا که بیا سماع در کار شده‌است

گفتم که برو که بنده بیمار شده‌است

گوشم بکشید و گفت از اینها بازآی

کان فتنه هردو کون بیدار شده‌است

سحاب اصفهانی

از عشق کسی کار تو از کار شده است

مانند دل من دلت افگار شده است

هم روز تو چون زلف تو گردیده سیاه

هم جسم تو چون چشم تو بیمار شده است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه