گنجور

 
فتحعلی‌شاه

آخر این بنده خدایی دارد

آخر این درد دوایی دارد

هر که بیند دل ویران مرا

که در آن مهر تو جایی دارد

گوید این خانه که ویران شده است

چه عجب خانه خدایی دارد

هر که بر چشم سیه مست تو دید

گفت کاین فتنه بلایی دارد

می‌کشد ناله دل سوی تو جان

جان من راهنمایی دارد

گفتمش ترک ختا پیش از قتل

تا بگویند خطایی دارد

شور تو بر سر خاقان افتاد

کز شهی بیش هوایی دارد

 
 
پرسش‌های پرتکرار