آخر این بنده خدایی دارد
آخر این درد دوایی دارد
هر که بیند دل ویران مرا
که در آن مهر تو جایی دارد
گوید این خانه که ویران شده است
چه عجب خانه خدایی دارد
هر که بر چشم سیه مست تو دید
گفت کاین فتنه بلایی دارد
میکشد ناله دل سوی تو جان
جان من راهنمایی دارد
گفتمش ترک ختا پیش از قتل
تا بگویند خطایی دارد
شور تو بر سر خاقان افتاد
کز شهی بیش هوایی دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد عاطفی و وجدانی خود میپردازد که به خاطر عشق و محبت به محبوبش دچار آن شده است. او به ویرانی دلش اشاره میکند و میگوید که فقط عشق محبوبش در این دل ویران جای دارد. دیگران نیز وقتی این حال و روز او را میبینند، متوجه میشوند که این عشق چه شدت و بلایی به همراه دارد. شاعر در نهایت به جستجوی راهی برای رهایی از این عشق اسفناک میپردازد و به تأثیر آن بر خاقان اشاره میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر طرف گرچه هوایی دارد
پای دل بسته به جایی دارد
و گر این روح بقایی دارد
وین سخن راه به جایی دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.