گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

دانی تو که شمع را چرا افروزند

تا کشتنش و سوختنش آموزند

چون آتش سوزنده غیب است بسی

چیزی باید که دایمش میسوزند

مجد همگر

آنانکه چهان کنند و مردم سوزند

پیوسته مبارک شب و فرخ روزند

زینست مگر که پادشاهان جهان

دون پروری از زمانه می آموزند

قدسی مشهدی

گویند انسان علم ز هم اندوزند

من می‌گویم همه ز حق آموزند

حق با ایشان بود در آیینه و آب

از عکس چراغ اگر چراغ افروزند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه