ناله رازیست که در سینه نهفتن ستم است
گوهر گوش بدین نیش نسفتن ستم است
خواب نامحرم و در دیده رخش پردهنشین
گر همه بر دم تیغ است که خفتن ستم است
راز حسن از دم روحالقدس آزرده شود
سر هر موی زبان کردن و گفتن ستم است
دیده خمیازه کشد بی می نظاره او
ورنه بی دوست برین غنچه شکفتن ستم است
نوبهار جگر ریش فصیحی غم اوست
گرد اندوه ازین غمکده رفتن ستم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنجی عمیق میپردازد که به خاطر ستم و محرومیت از عشق و زیبایی تجربه میشود. شاعر ناله را به عنوان یک راز پنهان توصیف میکند که در دل نگهداشته میشود و میگوید که چشمانتظاری و آرزوی وصال معشوق در وضعیت ستم و ناکامی به سر میبرد. او همچنین اشاره میکند که عشق و زیبایی نه فقط منجر به شادی بلکه سبب رنج هم میشود و در نبود معشوق، زندگی به شدت دشوار میگردد. در نهایت، شاعر غم را به مثابه بهاری تلخ توصیف میکند که از دل شکستگی و اندوه ناشی شده است.
هوش مصنوعی: هرگونه پنهانکاری احساسات و درد دل کردن در دل، ظلمی بزرگ است. همچنین، نادیده گرفتن حقیقت و گوش ندادن به حرف دل، نیز به همان اندازه نادرست و ناپسند است.
هوش مصنوعی: اگر غیرمحرم خوابیده باشد و چهرهاش در نظر من پوشیده باشد، حتی اگر خطرات زیادی هم وجود داشته باشد، خوابیدن در چنین شرایطی ظلم و ستم است.
هوش مصنوعی: راز زیبایی، از دم روحالقدس (فرشتهای که به الهام بخشیدن معروف است) به کجا خواهد رفت؟ بیان کردن و گفتن آن، به هر زبانی که باشد، ظلم به آن راز است.
هوش مصنوعی: چشمانم بینهایت تشنه دیدن او هستند و اگر او را نبینم، شکوفا شدن در این دنیا بدون دوست، ظلم بزرگی است.
هوش مصنوعی: بهار تازه و زیبا، در دل خود غم فصیحی را دارد. ترک این مکان پر از غم، نشانهای از ستم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.