ره گر اینست درین بادیه گمراهی به
خنده غفلتم از گریه آگاهی به
دامن مرحمت ای اشک ز رویم برچین
مکنش سرخ که رنگ چمنم کاهی به
چون طپد در هوس دست طلب دامن دوست
دست امید مرا حسرت کوتاهی به
گرنه درویش دو عالم به غمی نفروشد
از کلاه نمدش تاج شهنشاهی به
شیر غم پنجه چو بگشاد فصیحی مستیز
مرد این معرکه را صولت روباهی به
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره گمراهی در زندگی و آگاهی از حقیقت است. شاعر به نوعی در موقعیت سردرگمی قرار دارد و از اینکه غفلت او به خنده تبدیل شده است، مینالد. او از خداوند تقاضا میکند که اشکهایش را از چهرهاش برچیند و رنگ غم را از زندگیاش بزداید. همچنین، او به دلتنگی و آرزو برای دوستی اشاره میکند و میگوید که حتی در وضعیت ناامیدی، او از سلطنت هم راضی نیست. شاعر همچنین به قدرت غم و مضطرب بودن او در این معرکه اشاره کرده و از خطراتی که او را تهدید میکند صحبت میکند. در کل، شعر بازتابی از حالتهای احساسی و فکری شاعر در مواجهه با واقعیتهای زندگی است.
هوش مصنوعی: در این مسیر پرپیچ و خم، من به خاطر خندههای ناآگاهانهام به اشتباه افتادهام و متوجه نشدهام که باید از گریه و احساسات واقعیام آگاه باشم.
هوش مصنوعی: ای اشک، دامن رحمتت را از رویم برکش، نکن سرخ، زیرا رنگ چمن من کاهی است.
هوش مصنوعی: وقتی که در آرزوی به دست آوردن دوستیام هستم و به سوی او دست میزنم، احساس میکنم که آرزوهایم به خاطر تلاشهای ناکافیام، همیشه حسرتی در دلم میگذارند.
هوش مصنوعی: اگر درویش دو جهان را به خاطر یک غم نبازد، از کلاه نمدیاش تاج پادشاهی هم نمیخرد.
هوش مصنوعی: زمانی که غم و اندوه در دل انسان مانند شیر خشمگینی به خود میپیچد و سر بر میآورد، باید به یاد داشته باشد که در این میدان نبرد، شجاعت و دلیری مردانگی را نشان ندهد، زیرا در اینجا، نیرنگ و فریب مانند روباهی در کمین است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.