این شهادتگه عشقست تقاضایی کن
تیغ بیکار نشستهست تمنایی کن
چون درین باغ بجز نام تجلی نشکفت
پنبه از گوش برون آر و تماشایی کن
نام معشوق به یک جمله نگنجد با غیر
هر خروش از لبت آواره صحرایی کن
یوسف ار نیست به یوسف نه که هم مرحله است
هر چه بینی تو درین قافله سودایی کن
گر ره کعبه درازست فصیحی باری
دیده غارت نقش کف پایی کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تمناست. شاعر از عشق میگوید و از کسی میخواهد تا در این احساس عمیق غرق شود و به زیباییهای آن توجه کند. او به تصویر باغی اشاره میکند که فقط نام عشق در آن میشکفد و از شخص میخواهد که از دل و گوش خود بگذرد و زیباییهای عشق را ببیند. شاعر همچنین تأکید میکند که نام معشوق نمیتواند با هیچ چیز دیگری بیامیزد و هر صدایی که از لبان او خارج میشود، باید به سوی عشق باشد. در پایان، به اهمیت دیدن و تجربه کردن عشق در پیادهروی به سوی هدفهای بلندتر اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این جا مکان عشق است، از تو درخواست میکنم که درخواست کن. تیغی که بیکار است، آماده به کار است، بنابراین تقاضا و آرزوی خود را بیان کن.
هوش مصنوعی: در این باغ، جز زیبایی و جلوههای ظاهری، چیز دیگری رشد نکرده است. بنابراین، خود را از دنیای بیهوده و شنیدهها برهان و واقعیتهای زیبا را مشاهده کن.
هوش مصنوعی: نام محبوب را نمیتوان در یک جمله بیان کرد، هر بار که از لبانت صدایی بلند میشود، تو را به دنیایی دیگر میکشاند.
هوش مصنوعی: اگر یوسف وجود ندارد، دلیلی ندارد که به دنبال او باشی، زیرا هر آنچه که در این مسیر میبینی در واقع نشانههایی از اوست. بنابراین به سودای او بپرداز.
هوش مصنوعی: هرچند که راه به کعبه دور به نظر میرسد، اما تو اینجا باید با دقت و زیبایی، نقش پای کسی را که در جستجوی حق است، مشاهده کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.