سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم
کوکبه سوز فتح شد صولت بیسپاهیم
کشتی موج هستیم تا به مراد خس طپم
خورده ز خون ناخدا آب گل تباهیم
داغم و نوبهار را خلعت خرمی دهم
خشک گلیست آفتاب از چمن سیاهیم
ناله گلزار بلبلم لیک ز شوق گوش گل
همره ناله بالزن شد لب دادخواهیم
خشک دمیده گلبنم از چمن هوس ولی
بلبل تنگ چشم را باغچه الهیم
مزرع ناامیدیم آب سموم خوردهام
دل ز بهشت میبرد جلوه بیگیاهیم
زخمم و سوی سینهها نامه تیغ میبرم
بر صف حسن میزند جلوه کج کلاهیم
گرچه فصیحیم ولی خوانده زمانه یوسفم
تا فکند به چاه غم تهمت بیگناهیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عجز و ناتوانی شاعر نسبت به وضعیت اجتماعی و سیاسی خود میپردازد. شاعر از پادشاهی و شکوهمندی که به عجز تبدیل شده سخن میگوید و به عدم قدرت و شکست خود اشاره میکند. همچنین از وضعیت زوال و ناامیدی در زندگیاش میگوید، جایی که به نظر میرسد همه چیز تحت تأثیر مشکلات و نبود امید است. او از زخمها و دردهای درونیاش میگوید و وضعیتش را با زیباییهای طبیعت در تضاد قرار میدهد. در نهایت، شاعر به حس بیگناهی خود اشاره میکند و بر آن است که چگونه در دنیای پر از تهمت، به بیگناهیاش اقرار کند.
هوش مصنوعی: سکهای به نام ناتوانی به ضرب ما زده شده است، همچنان که شکوه پادشاهی ما در حال سوختن است و بدون سپاه، قدرت ما دچار مشکل شده است.
هوش مصنوعی: ما مانند کشتیای هستیم که در امواج دریا در سفر است، و به هدف خود نمیرسیم. در حالی که ناخدا به دلایلی مضطرب و غمگین است، آب دریا نیز با خون او آغشته شده و به گل و لای تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: من درد و اندوه خود را در فصل بهار با لباس شادی میپوشانم، اما در واقع، گل خشکیدهای هستم که آفتاب بر چمن سیاه من تابیده است.
هوش مصنوعی: بلبل در گلزار به خاطر عشقی که دارد، ناله میزند و این نالهاش در گوش گل مینشیند. گل نیز به خاطر این صدای ناله، با بالزنی بلبل همصدا میشود و از او کمک میخواهد.
هوش مصنوعی: از چمن، بوی خوش گل به مشام میرسد، اما بلبل که دلش تنگ است، حسرت باغچهام را میخورد.
هوش مصنوعی: در مزرعه ناامیدی قرار دارم و به خاطر تأثیر بدی که از مشکلات و دشواریها گرفتهام، دیگر نمیتوانم به زیباییها و خوشیهای زندگی فکر کنم. دل من به یاد بهشت میافتد، اما در واقعیت، بدون گیاه و زندگی، در حال خشکیدن هستم.
هوش مصنوعی: من زخمهای عمیق خود را به سینههای دیگران منتقل میکنم و با تیغی که در دست دارم، زیبایی و ظرافت را به چالش میکشم، گویی که این زیبایی دارای نقصی است.
هوش مصنوعی: با اینکه ما انسانهای فصیح و سخنور هستیم، اما زمانه به ما اتهام بیگناهی زده و ما را به چاه غم و اندوه انداخته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.