گنجور

 
 
گنجور رومیزی
عنصری

سیمین بر تو سنگ بپوشد به سمور

زلفت به شبه همی کند نقش بلور

ای با لبِ طوطیان و با کشّیِ گور

حسن تو همی مرده برآرد از گور

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
ابوسعید ابوالخیر

امروز منم به زور بازو مغرور

یکتایی من بود به عالم مشهور

من همچو زمردم عدو چون افعی

در دیدهٔ من نظر کند گردد کور

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از ابوسعید ابوالخیر
خواجه عبدالله انصاری

گفتی مگذر بکوی ما در مخمور

تا کشته نشی که خصم ماهست غیور

گویم سخنی بتا که باشم معذور

در کوی تو کشته به که از روی تو دور

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خواجه عبدالله انصاری
مسعود سعد سلمان

سلطان ملک است در دل سلطان نور

هر روز کند به روی او سلطان سور

هرگز ندود برود بر سلطان زور

چشم بد خلق آرد از سلطان دور

خیام

در دایرهٔ سپهرِ ناپیدا غور

جامی‌ست که جمله را چشانند به دور

نوبت چو به دورِ تو رسد آه مکن

می نوش به خوشدلی که دور است نه جور

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خیام
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه