ز تب مباد صداعی بدان جوان یارب
که صدقه سرش این پیر ناتوان یارب
ز هجر یارب و افغانم از فلک بگذشت
توام خلاص نمایی ازین فغان یارب
رسید یا رب من شام غم به مجمع دیر
چه باشد از تب من بشنود از آن یارب
ز دیر مغبچه ای مست شد برون سوی شهر
ز اهل زهد بدیر امینش رسان یارب
شدن به کوی ریا شیخ را خوش است مباد
مرا بجز روش کوچه مغان یارب
چو سرکشی است طریق ریا سر فانی
شود به دیر فنا خاک آستان یارب!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دارای مضامین غم و جدایی است. شاعر از درد و رنج خود میگوید و از خداوند میخواهد که او را از این افکار و فغان رهایی بخشد. او به تب و بیماری اشاره میکند و از حال ناتوانیاش شکایت دارد. همچنین، به حالاتی از زندگی روحانی و زهد اشاره میکند و میگوید که خوشیها در نزد مغان و در کوی ریا نیست و او تنها خواهان روشنگری و آرامش است. در نهایت، به فنا و انحطاط در دنیای ریا اشاره میکند و تأکید میورزد که جز به آستان عشق حقیقی نرود.
هوش مصنوعی: از درد و رنج جوانی که به خاطر او این پیر ناتوان به سختی افتاده، ای کاش که به او کمک شود.
هوش مصنوعی: از دوری و فراق معشوق، فریاد و نالهام به آسمان رسید. کاش تو مرا نجات دهی و از این درد و ناراحتی رهایی بخشی.
هوش مصنوعی: پروردگارا، اگر در مجمع گناهکاران شب غم من فرا رسد، چه فایدهای دارد که من داغ درونم را با آنان در میان بگذارم؟
هوش مصنوعی: دختری از میخانه مست شده و به سمت شهر میرود. از اهل زهد و پرهیزگاری، خواهش میکند که او را به دِیر امن و امان برساند.
هوش مصنوعی: شیخ از مسیر ریا و تظاهر خوشحال است، اما من نمیخواهم جز راه و روش مغها، راه دیگری را انتخاب کنم. خداوندا!
هوش مصنوعی: وقتی که انسان به خودنمایی و ریاکاری روی بیاورد، در نهایت زندگی موقتش به پایان میرسد و همچون خاکی در کنار درگاه پروردگار محو میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.