کس نخل ناز چون قدت ای سیمبر ندید
چون لعل می پرست تو گلبرگ تر ندید
جان از لب تو راند سخن لیک ازان دهن
ظاهر نکرد هیچ تکلم مگر ندید
با حسن و دلبری چو تو فرزند نازنین
مادر به مهد ناز ترا و پدر ندید
بس کن خدای را تو مؤذن فغان خویش
کس شام نامرادی ما را سحر ندید
ور حسن حالتیست کزان نطق عاجز است
کانرا بغیر مردم صاحب نظر ندید
ساقی خمار می کشد جام می بیار
چون کس خلاص بی می ازین درد سر ندید
فانی طریق رندی ما را مدار عیب
زاهد که کس بما به جز این خود هنر ندید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی میپردازد که شعرگو آن را ستایش میکند. او میگوید که هیچکس مانند معشوقش زیبا نیست و در مقایسه با او، دیگران هیچ جذابیتی ندارند. شاعر به عشق و شوقش اشاره میکند و بیان میکند که سخن از عشق او فراتر از کلمات است. همچنین به ناکامیها و دشواریهای زندگی اشاره میکند و میگوید که هیچ کسی درک عمیقی از حال او ندارد. در نهایت، او از زهد و پرهیزکاری انتقاد میکند و میگوید که این زندگی رندانه را نباید در نظر نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: هیچکس به زیبایی قد و قامت تو، ای سیمینتن، نخل ناز پیدا نکرده است و هیچکس مثل تو که میخانی، گلبرگ لطیفتری را ندیده است.
هوش مصنوعی: جان از لب تو سخن میریزد، اما هیچ حرفی از آن دهان بیرون نمیآید، مگر اینکه چیزی را ببیند.
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و دلربایی که داری، مانند فرزند عزیز و نازپروردهای هستی که نه مهد و نه پدر و مادری در کنارت دیدهاند.
هوش مصنوعی: بس کن، ای مؤذن! دیگر ناله و فریاد نکن که خدا را. کسی شبهای ناکامی ما را صبحگاهان ندید.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی حالتی باشد که از آن نطق عاجز است، کسی جز انسانهای صاحب نظر آن را نمیبیند.
هوش مصنوعی: بدهکارم که ساقی مشغول پر کردن جام است، بیا تا با می آرامش پیدا کنیم، زیرا هیچ کس تاکنون از این درد و مشکل بدون می نجات نیافته است.
هوش مصنوعی: در این شعر به این موضوع اشاره شده که در راه زندگی و لذتجویی، به انتقادهای زاهدان اهمیتی ندهیم. زیرا آنها فقط به ظاهرسازی مشغول هستند و توانایی واقعی را نمیتوانند ببینند. به عبارت دیگر، هر کس هنر واقعی خود را دارد و نباید از نظرات دیگران تحتتأثیر قرار گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آنکه روزگار چو تو نامور ندید
وی آنکه چشم چرخ چو تو پر هنر ندید
آیینه گون سپهر بچندین هزار چشم
جز عکس تو نظیر تو شخص دگر ندید
چندین گهر که بارد تیغ زبان تو
[...]
تا دیده بود واقعه زین صعبتر ندید
دل کین خبر شنید کسش با خبر ندید
این نیز هم بدیدی و در تو اثر نکرد
ای شوخ دیده کس چو تو خیره دگر ندید
سودای خوشدلی مبر از کاسۀ سپهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.