شاها همه شاهان را شاهی به هنرمندی
بنیاد شهنشاهی محکم تو درافکندی
هر جا که تو کوشیدی، خصمان قوی دیدی
بیخ همه ببریدی تخم همه برکندی
بس دشمن پر دستان، کز تیغ تو شد بیجان
بس لشگر بی پایان، کز هم تو پراکندی
نصرت ز تو پیدا شد، ملک از تو مهیا شد
الحق به تو زیبا شد، شاهی و خداوندی
اصل تو بدایع را، چون چرخ طبایع را
اجرام و طلایع را، شاهی تو نه فرزندی
رنج آید و مسکینی، کاری که تو نگزینی
کفر آرد و بی دینی، چیزی که تو نپسندی
چون طبع تو را آخر، در طبع نشد ظاهر
زین رتبت و این خاطر شد حاصل خرسندی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عظمت و توانمندی یک شاه سخن میگوید که به عنوان برترین حاکم، دیگر پادشاهان را نیز تحتتأثیر قرار داده است. شاعر به تواناییهای او در شکست دادن دشمنان و قدرتمند ساختن کشور اشاره میکند و او را به عنوان منبع زیبایی و قدرت در شاهی و خداوندی توصیف میکند. همچنین بر تداوم رنج و مشکلاتی که او انتخاب میکند، تأکید دارد و در نهایت به رضایتمندی او از مقام و ویژگیهایش میپردازد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو به مهارت و هنرت، ریشههای پادشاهی خود را به گونهای محکم بنا نهادی که همه پادشاهان دیگر را تحت تأثیر قرار دادهای.
هوش مصنوعی: هر جایی که تلاش کردی، دشمنان قوی را مشاهده کردی و ریشهی همه را قطع و تخم همهی آنها را از بین بردی.
هوش مصنوعی: بسیاری از دشمنان که تحت ضربهی شمشیر تو جان خود را از دست دادند، لشکرهای بیشماری که به خاطر تو متفرق شدند.
هوش مصنوعی: پیروزی و کمک تو مشخص شد و سلطنت به مدد تو آماده گردید. به راستی که زیبایی در وجود تو تجلی پیدا کرد، تو هم پادشاهی و هم صاحب قدرتی.
هوش مصنوعی: شما ذات خود را به زیباییهای خلاقیت نشان میدهید، همانطور که اجرام آسمانی و نقاط آغازین در طبیعت وجود دارند. شایستگی شما از آنچه به دنیا میآید بالاتر است و نشان از عظمت شما دارد.
هوش مصنوعی: اگر رنج و سختی به سراغت بیاید و تو در شرایطی فقیر و نادار باشی، در این صورت کاری که خودت انتخاب نکردهای، میتواند به کفر و بیدینی منجر شود. این به آن معناست که چیزهایی که تو نمیپسندی و نمیخواهی، ممکن است به مشکلات عمیقتری برای تو منجر شوند.
هوش مصنوعی: وقتی طبیعت تو در این مرتبه به خوبی بروز نکرد، این مسئله باعث شد که رضایت و خوشنودی حاصل آید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی
وی لعل شکر ریزت هر بوسه ازو قندی
من دل بتو میدادم جمعی ز سر غفلت
کردند نصیحتها در عشق توأم چندی
ای خسرو مهرویان فرهاد خودم کردی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.