گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست

تا بو که توان راه به جانان دانست

ره می‌نبریم وهم طمع می‌نبریم

نتوان دانست بو که نتوان دانست

باباافضل کاشانی

هر نفس که او درد ز درمان دانست

دشخوار خرد تواند آسان دانست

چیزی که وجود آن نیابی در خود

بیرون ز خود از چه روی بتوان دانست؟

عراقی

کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست

تا راه توان به وصل جانان دانست

ره می‌نبریم و هم طمع می نبریم

نتوان دانست، بو که نتوان دانست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه