گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۲

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ساقی، قدحی می مغان کو؟

مطرب غزل تر روان کو؟

آن مونس دل کجاست آخر؟

و آن راحت جان ناتوان کو؟

آیینهٔ سینه زنگ غم خورد

آن صیقل غمزدای جان کو؟

از زهد و صلاح توبه کردم

مخمور میم، می مغان کو؟

اسباب طرب همه مهیاست

آن زاهد خشک جان فشان کو؟

گر زهد تو نیست جمله تزویر

ترک بد و نیک و سوزیان کو؟

ور از دو جهان کران گرفتی

جان و دل و دیده در میان کو؟

با شاهد و شمع در خرابات

عیش خوش و عمر جاودان کو؟

در صومعه چند زهد ورزیم؟

صحرا و گل و می مغان کو؟

چون بلبل بی‌نوا چه باشیم؟

بوی خوش باغ و بوستان کو؟

ما را چه ز باغ و بوی گلزار؟

بوی سر زلف دلستان کو؟

با دل گفتم: مرا نگویی

کان یار لطیف مهربان کو؟

ور یافته‌ای ازو نشانی

خونابهٔ چشم خون فشان کو؟

با هم بودیم روزکی چند

آن عیش کجا و آن زمان کو؟

دل گفت: هر آنچه او ندانست

از وی چه نشان دهیم: آن کو؟

با این همه جهد می کنم هم

باشد که دمی شود چنان کو

خواهد که فدا کند عراقی

جان در ره او، ولیک جان کو؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.