گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۲

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما، کانده تو نیاز داریم

دست از تو چگونه باز داریم؟

شادان به غم تو چون نباشیم؟

کز سوز غم تو ساز داریم

با سوز تو از چه رو نسازیم؟

چون لطف تو چاره ساز داریم

تیمار تو گر چه جان بکاهد

از جانش، چو جان، نیاز داریم

سر بر قدمت نهیم روزی

چون همت سرفراز داریم

جانبازی ما عجب نباشد

چون ما دل عشقباز داریم

گر جان برود، چه باک ما را؟

جانا، چو تو دلنواز داریم

دریاب، کز آتش فراقت

اندیشهٔ جان‌گداز داریم

بنما، که در انتظار رویت

پیوسته دو چشم باز داریم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify