گنجور

 
 
نسکبان اندروید
عین‌القضات همدانی

جانا دلم از زلف خود آویخته‌‬ای

وین جان بغم عشق برآمیخته‌‬ای

تا در تنم این شور برانگیخته‌‬ای

خون جگرم ز دیدگان ریخته‬‌ای

عطار

این خود چه عجایبست کآمیخته‌ای

هر لحظه هزار شور انگیخته‌ای

دیدار تو چون ز حدّ ما بود دریغ

صد پرده ز هر ذرّه درآویخته‌ای

جهان ملک خاتون

در خاک درت آب رخم ریخته‌ای

وز حلقه زلفت دلم آویخته‌ای

درد دل من ز لعل جان پرور تست

زان روی تو گل با شکر آمیخته‌ای

ابوالحسن فراهانی

ای دل که ز چاک سینه بگریخته ای

وز بهر خلاص حیله انگیخته ای

گه در سر زلف یار و گه در بر من

هرجا هستی به مویی آویخته ای

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه