گشودند و آمد ملایک زاوج
به سوی زمین با فغان فوج فوج
به پر خون سرسبط خیرالانام
نمودند یک یک درود و سلام
وزان پس یکی ابرآمد پدید
سوی خاک از اوج گردون چمید
پدید آمد از ابر پس چند مرد
خروشان و جوشان و رخساره زرد
از آنان یکی مجرد با اشک و آه
نهفته تن اندر پرند سیاه
دوید و سر شاه را برگرفت
ببوسیدش و مویه اندر گرفت
همی گفت زارای مر انور عین
به خون غرقه در راه یزدان حسین (ع)
تو را امت زشت نشناختند
به جان تو تیغ ستم آختند
بریدند لب تشنه سر از تنت
زخون رنگ کردند پیراهنت
منم جد تو شاه یثرب دیار
ابا باب تو شیر پروردگار
به همراه ما مجتبی (ع) و عقیل
دگر حمزه و جعفر بی عدیل
ز گردون گردان فرود آمدیم
به پیش تو بهر درود آمدیم
چو بیدار شد ز آن غم انگیز خواب
روان شد سوی شوی خود با شتاب
در آرامگاهش ندید او به جای
بگردید هرسو زن پارسای
به انجام در خانه ی بی چراغ
بدیدش نشسته پر از درد و داغ
نهاده به دیوار روی سیاه
پیاپی کشد از دل تیره آه
همی دم به دم گوید آن نابکار
مرا با حسین علی (ع) بد چه کار
چو هندش بدانسان پشیمان بدید
بدو سر بسر گفت خوابی که دید
چو بشنید گفتار زن بد نژاد
خدا و پیمبرش نفرین کناد
که او کشت آن شاه را بیگناه
مرا کرد نزد نبی رو سیاه
کنون درگذشتم ز بیداد من
پشیمانم از کرده ی خویشتن
نمایید اگر منزل خود به شام
نیندیشد از من بجز نام کام
وگر سوی یثرب شما راست رای
فرستم به دلخواهتان باز جای
بگفتند آل شه تاجدار
که ما را به، زشام یثرب دیار
که اندر جوار رسول امین
نشینیم تا عمر باشد غمین
چو گفتند این کرد با شاه روی
که گر خواهشت هست بامن بگوی
که باشد روا نزد من بی سخن
همه آرزوی تو ای موتمن
به پاسخ چنین گفت با وی امام
که ما را به نزد تو باشد سه کام
نخست آنکه سازی مرا کامیاب
دگر ره زدیدار فرخنده باب
دوم آنچه از ما ببرده است کس
ستانی و ما را دهی باز پس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گروهی از ملائکه به زمین میآیند و به حسین (ع) درود و سلام میفرستند. سپس یک ابر پدیدار شده و تعدادی مرد با حالتی پر از اشک و غم به زمین میآیند. یکی از آنها که جد حسین است، سر او را برمیدارد و در حالی که دلتنگی و غم خود را بیان میکند، از ستمهایی که بر حسین (ع) رفته، سخن میگوید. او به حسین (ع) میگوید که امتش او را نشناختند و به او ظلم کردند. همچنین، وقتی زن حسین (ع) از خواب غمانگیز بیدار میشود و میبیند که حسین (ع) در حال سوگواری است، از او درباره خوابش میپرسد و درباره حوادث ناگوار میگوید. در پایان این گفتوگو، جد حسین (ع) درخواست میکند که به یثرب بروند و در جوار رسول خدا (ص) سکنی گزینند. حسین (ع) نیز از ایشان درخواستهای خود را مطرح میکند.
هوش مصنوعی: فرشتگان به سمت زمین آمدند، در حالی که با صدای بلندی گروه گروه در حال حرکت بودند.
هوش مصنوعی: به خاطر خون ریخته شده بر سبط نیکوترین مخلوق، هر یک به او درود و سلام فرستادند.
هوش مصنوعی: سپس ابر بزرگی ظاهر شد که از ارتفاعات آسمان به سوی زمین حرکت کرد.
هوش مصنوعی: از ابرها، بعد از مدتی، گروهی از مردان پرشور و خروشان با چهرههایی زرد نمایان شدند.
هوش مصنوعی: یکی از آنها تنها و با دلتنگی و اشک، در درون خود غم و اندوهی پنهان دارد.
هوش مصنوعی: او به سوی شاه دوید، سر او را برداشت و بوسید و سپس به شدت آه و ناله کرد.
هوش مصنوعی: زاری میکرد و از عشق حسین (ع) سخن میگفت، او در راه خدا به شدت غرق در خون شده بود.
هوش مصنوعی: تو را با چهرهای زشت شناختند و به خاطر تو ستمگرانه به جان تو حمله کردند.
هوش مصنوعی: با سر بریده و لب تشنه، خون من لباسام را رنگین کرد.
هوش مصنوعی: من نیاکان تو هستم، پادشاه یثرب، سرزمین پدرت. من همان شیر خدا هستم که در دامن تربیت یافتهام.
هوش مصنوعی: مجتبی (ع) و عقیل، همچنین حمزه و جعفر نیز در کنار ما هستند و هیچ یک از آنها با دیگری قابل مقایسه نیستند.
هوش مصنوعی: ما از آسمان و گرداندن آن پایین آمدیم تا به حضورت بیاییم و سلام کنیم.
هوش مصنوعی: وقتی از آن خواب غمانگیز بیدار شد، با عجله به سمت همسرش حرکت کرد.
هوش مصنوعی: در آرامگاه او، هیچ کس را نیافت تا به دور و بر بگردد و به دنبال نمازگزاران باشد.
هوش مصنوعی: در خانهای تاریک او را دیدم که نشسته و پر از غم و درد بود.
هوش مصنوعی: شخصی با چهرهای تیره و غمگین، احساسات دردناک و پیاپی خود را بر دیوار نشان میدهد و از دلش آه و نالهای خارج میشود.
هوش مصنوعی: همواره آن فرد نادرست میگوید که من چه ارتباطی با حسین علی (ع) دارم.
هوش مصنوعی: زمانی که آن زن هندی را به این شکل پشیمان و آشفته دید، به او گفت: رویایی را که دیدهام.
هوش مصنوعی: وقتی مرد بد نژاد سخن زن را شنید، خدا و پیامبرش را دعوت به نفرین کرد.
هوش مصنوعی: او باعث شد که آن شاه بیگناه را بکشد و به این ترتیب من را در برابر پیامبر رسوا کرد.
هوش مصنوعی: اکنون از ظلم و ستم خود گذشتم و از کارهایی که انجام دادهام پشیمانم.
هوش مصنوعی: اگر در خانه خود به شام فکر نکنید، از من جز یاد و نامی باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: اگر به سمت یثرب بروید، پیام مرا به دلخواه خودتان دریافت خواهید کرد.
هوش مصنوعی: آل شه تاجدار گفتند که ما را به شب یثرب، دیار خود دعوت کردند.
هوش مصنوعی: در کنار پیامبر امانتدار قرار بگیریم تا زمانی که زندگی میکنیم، دلمغموم نباشیم.
هوش مصنوعی: وقتی گفتند که او با شاه سخن گفت، پاسخ داد که اگر چیزی از خواستهات هست، با من در میان بگذار.
هوش مصنوعی: هر چیزی که بدون صحبت و گفتگو برای من قابل قبول باشد، همان آرزوی توست ای قابل اعتماد.
هوش مصنوعی: امام به او پاسخ داد که ما سه خواسته داریم که باید به نزد تو آورده شود.
هوش مصنوعی: نخست اینکه تو مرا به موفقیت رساندی، بعد از آن دیگر راهی برای دیدار خوشحالکنندهات نیست.
هوش مصنوعی: دومین چیزی که از ما گرفتهاند، کسی نیست که آن را پس بدهد و تو هم آن را به ما برنگردانی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.