منم آنکس که در اشعار عذبم
نیابد هیچ طاعن جای طعنی
اگر ممدوح یابم مدح گویم
سزای آفرین از لفظ و معنی
همانا داستان باستانست
که وقتی حاتمی بودست و معنی
درین ایام باری این بزرگان
نیند الا سزای طعن و لعنی
فلک را دوش میگفتم که ما را
بجز آسایشی از تو طمع نی
فلک چون اینسخن بشنید گفتا
برو ابن یمین خب باش یعنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه خود را به عنوان کسی معرفی میکند که در اشعارش زیبایی و لطافت را نشان میدهد و جایی برای سرزنش و طعن باقی نمیگذارد. او بیان میکند که اگر ممدوحی بیابد، مدح او را خواهد گفت، زیرا به دقت در لفظ و معنی توجه دارد. همچنین اشاره میکند که در روزگار گذشته، افرادی چون حاتمی به خوبی معنى را در شعر منتقل میکردند. اکنون اما، بزرگان فقط سزاوار طعن و لعن هستند و فلسفهٔ زندگی او تنها آسایشی از فلک است. وقتی فلک این سخن را میشنود، به شاعر میگوید که او باید در زندگیاش بیشتر به آرامش بپردازد.
هوش مصنوعی: من همانی هستم که در شعرهایم هیچ نقص و ایرادی نمیتوان پیدا کرد.
هوش مصنوعی: اگر فردی را شایسته ستایش بیابم، حتماً او را ستایش میکنم، زیرا برای هر واژه و معنایی جایگاه خاصی در ستایش وجود دارد.
هوش مصنوعی: این داستان قدیمی است که در زمان حاتم وجود داشته و داستانی از نوعی بزرگواری و کرامت را روایت میکند.
هوش مصنوعی: در این روزها، این شخصیتهای بزرگ جز به خاطر سرزنش و نفرین چیزی نمیگیرند.
هوش مصنوعی: دیشب به آسمان میگفتم که ما تنها امیدی جز آرامش از تو نداریم.
هوش مصنوعی: آسمان وقتی این سخن را شنید، گفت: برو و به پسر یمین بگو که او حالش خوب است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.