گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

آشنائی خلق درد سرست

معتکف باش تا ندانندت

گرد هر در مگرد بهر طمع

ورنه چون سگ ز در برانندت

گر شوی گوشه گیر چون ابرو

بر سر دیده ها نشانندت

اینهمه جد و جهد حاجت نیست

آنچه روزی است میرسانندت