حبذا باغ و راغ علیا باد
و آن ریاض چو اطلس و خز او
ز اعتدال هوا عجب نبود
همچو نی گر شکر دهد گز او
کرم قز برگ توتش ار بخورد
حلقه سیم و زر شود قز او
سردی آب او کند احساس
تشنه بالای چاه صد گز او
هوش ارباب عقل برباید
چون کند جلوه دختر رز او
چون نقاب بلور بر بندد
آن عقیق تر زبان گز او
گوئیا آتشی گداخته اند
کرده از آب بسته مرکز او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای یک باغ و لذتهای آن میپردازد. باغی که با گلها و گیاهان زیبا، هوای مطبوع و آب سردش، دلانگیز است. شاعر با کنایه به شکرینی نی، به لذتهای این فضا اشاره میکند و از جاذبههای خاص آن مثل حضور دخترکی به نام "رز" سخن میگوید. در نهایت، با تصاویری از آتش و آب، فضای پرجنبوجوش و شگفتانگیزی را توصیف میکند که احساسات عمیق را برمیانگیزد.
هوش مصنوعی: چه خوب است باغ و چمنهای بلند و آن باغها همچون اطلس و خز باشند.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که مانند نی، در هوای معتدل و متعادل، شکر به دل شاد میآورد.
هوش مصنوعی: اگر کرم ابریشم از برگ تو بخورد، حلقهای از نقره و طلا خواهد شد.
هوش مصنوعی: آب سرد او حس تشنگی را در بالای چاه به شدت افزایش میدهد.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی دختر گل جلوهگری کند، فهم و هوش آقایان را به سرقت میبرد.
هوش مصنوعی: زمانی که آن عقیق، نقاب شفاف و بلورینی بر چهره خود میزند، زبانش به تلخی میزند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آتش را در آب ذوب کردهاند و بر این اساس، مرکز آن به وجود آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.