هست کار سعادت دنیا
راست همچون مناره برفین
آفتاب تموز حادثه ها
برگشاده برو- ز تاب کمین
در تزلزل بنای ارکانش
دل برو کی نهند اهل یقین
ناگهانی ز هم فرو ریزد
که امید ثبات دارد ازین
هر کرا آز پیشوائی کرد
باز نشناخت مهر چرخ از کین
هر زمانش زبان حرص کند
آیتی دیگر از هوا تلقین
ما و یاری و کنج عافیتی
که همینست و بس بهشت برین
اینسخن باور از نمیداری
خیز و رنجه شو و بیا و ببین
زانگروهی که سخره شهرند
تا بدانی که نیست ابن یمین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تحولات و ناپایداریهای زندگی اشاره دارد و به نوعی تمثیلی از سعادت در دنیا است. شاعر از دلایل ناپایداری و حوادث زندگی سخن میگوید و به کسانی که به پیشوایی و رهبری دیگران پرداختهاند، هشدار میدهد که ممکن است در این مسیر دچار اشتباه شوند. همچنین به حس حرص و تمنای انسانها اشاره کرده و به جستجوی خوشبختی و آرامش در زندگی تأکید میکند. در نهایت، از مخاطب میخواهد که از نادانی و بیتوجهی بیرون بیاید و واقعیتها را از نزدیک مشاهده کند.
هوش مصنوعی: کار سعادت دنیا مانند یک مناره برفین است، یعنی روشن و نمایان و قابل مشاهده.
هوش مصنوعی: تابستان، زمان اتفاقات و حوادث ناخوشایند است که به مانند آفتاب سوزان، همه چیز را در بر میگیرد و میتابد. در این فصل، ممکن است مشکلات و چالشها نزدیکی بیشتری پیدا کنند.
هوش مصنوعی: در شرایط ناپایداری و تزلزل، کسانی که ایمان و یقین دارند هرگز نمیگذارند دلشان درگیر شود.
هوش مصنوعی: ناگهان همه چیز خراب میشود، حتی اگر به ثبات و دوام آن امیدوار باشیم.
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی رهبری و پیشوایی برود، اگر نتواند به درستی نشانههای سرنوشت را از بغض و کینه تشخیص دهد، به مشکل و شکست دچار خواهد شد.
هوش مصنوعی: هر زمانی که خواستهها و آرزوها به زبان بیایند، نمونهای جدید از علاقه و تمایلات در دل انسان شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: ما و دوستانمان در جایی آرام و بدون دغدغه زندگی میکنیم که این برای ما خود بهشت است.
هوش مصنوعی: این صحبت را قبول نکن که نمیدانی، از جا برخیز و زحمت بکش و بیا و ببین.
هوش مصنوعی: از آن گروهی که به بازیچه شهر تبدیل شدهاند، بفهم که ابن یمین وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهمه شهر بود ازو آذین
در بریشم چو کرم پیله زمین
باغبان! زیر سرو بن منشین
نه کجا سرو نیست نیست زمین
نه همه سایه زیر سرو بود
زیر شاخ سمن شو و بنشین
باغ تو پر درخت سایه ورست
[...]
مجلس است این مگر بهشت برین
که بنای بهشت است بر این
پیکر بومش از بدایع روم
نقش دیوارش از صنایع چین
این ز دلها همی زداید زنگ
[...]
قدحی نوش کرد شاه زمین
شاه محمود سیف دولت و دین
تا که نفس چو آب او شد پاک
شد متین شخص او چو کوه متین
نز پی علتی و رنجی خورد
[...]
ای جمال ترا کمال قرین
طوق طوع تو بر شهور و سنین
از یمین تو ملک برده یسار
به یسار تو دهر خورده یمین
هر کجا حزم تو فرود آید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.