گنجور

 
ابن یمین

سلطان تاجبخش مرا پیش تخت خواند

بر امتثال حکم بناچار تافتم

تا زر زنم بمدحت او بوته ضمیر

صد ره بتاب آتش اندیشه تافتم

وز بهر ارمغانی او دیبه ثنا

از تار و پود لفظ و معانی ببافتم

چون گشت روشنش که من اندر گه بیان

موی سخن بناوک فکرت شکافتم

در بازوی فصاحت گردنکشان نظم

از قوت طبیعت خود رشته بافتم

تشریف خاص خویشتنم داد و عقل گفت

کز برکت برامکه بود آنچه یافتم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

شعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم

وانگه به سوی صدر مجیری شتافتم

عیب من اینکه نیستم از شعری سپهر

ورنه به فضل موی معانی شکافتم

گر پرسدم کسی که ز جودش چه یافتی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه