گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

من ار چند باری بدل گفته ام

که چون هست کار جهان منقلب

جهان جهانرا بشادی گذار

مکن خویشتن را بغم مضطرب

ولیکن دل خسته هم روز غم

بشب چون رساند بلهو و لعب

چو چرخ کهن هر دم از نو غمی

نهد پیش من حیث لا یحتسب