گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

منه بر جهان دل که معشوق تست

که او چون تو عاشق فراوان کشد

ببر تا توانی ازین گرگ پیر

که او دائما شیر مردان کشد

ندارد غم از چشم گریان کس

که بسیار با روی خندان کشد

توقع مکن هیچ بهبود از او

که بیمار خود را بدرمان کشد

حذر کن ازو همچو سیمرغ زال

که این زال رستم فراوان کشد