چنان سزد که ز کار جهان نفور بود
کسیکه پیرو گفتار مردم داناست
ز بیوفائی گیتی اگر نئی آگاه
بقصر خواجه نگه کن که اندرو پیداست
درین سرا و درین صفه و درین مسند
بسی امیر نشست و وزیر ازو برخاست
توهم روی و نمانی درین سرا جاوید
گرت خوش آید و ورنه منت بگفتم راست
چو اختیار نداری بسان ابن یمین
نکوتر از همه کارت رضای دل بقضاست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به ناپایداری و بیوفایی دنیای مادی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که انسانها، حتی امیران و وزرا، در این دنیا بارها در معرض تغییر و شکست قرار میگیرند. او به خواننده میگوید که اگرچه این دنیای فانی به نظر آید، بهتر است که با رضایت از قضا و قدر زندگی کرد. همچنین، شاعر از بیثباتی موقعیتهای اجتماعی و تحولات ناگهانی آنها یاد میکند و میافزاید که آگاهی از این حقیقت باعث آرامش خاطر انسان میشود. در نهایت، وی به این نکته توجه میدهد که در نبود گزینههای دیگر، باید به پذیرش تقدیر راضی باشیم.
هوش مصنوعی: سزاوار است که کسی که به گفتههای دیگران توجه میکند، از کارهای دنیا بیزار باشد.
هوش مصنوعی: اگر از بیوفایی و ناپایداری دنیا آگاه نیستی، به قصر خواجه نگاه کن که در آن، این حقیقت به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: در این خانه و در این مکان و در این جایگاه، افراد زیادی مانند امیرو وزرا نشستهاند و بحثهایی انجام میدهند.
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، میتوانی بر زندگی خود تسلط پیدا کنی و در این دنیا جاودانه بمانی. اما اگر این زندگی برایت خوشایند نیست، باید به واقعیتها به روشنی نگاه کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که در موقعیتی اختیار و انتخاب نداری، بهتر است همچون ابن یمین، دل خود را به رضایت در سرنوشت بسپارید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز راستی و بلندی که مر ترا بالاست
به وصفت اندر، معنی بلند گردد و راست
اگر بزرگی و جاه و جلال در درم است
ز کردگار بر آن مرد کم درم ستم است
نداد داد مرا چون نداد گربه مرا
تو را از اسپ و خر و گاو و گوسفند رمه است
یکی به تیم سپنجی همی نیابد جای
[...]
در قناعت و توفیق دین و مذهب راست
بروزگار تو ، ای فخر کاینات ، کراست؟
برون ز راه تو هر راه کاندر آفاقست
غریق بیم و امید و اسیر روی و ریاست
فزایش سخن و نکتۀ بدیع تو را
[...]
سرشک ابر به کردار لؤلؤ لالاست
نسیم باد به کردار عنبر ساراست
سپاه برف رمید و سپاه لاله رسید
خروش زاغ نشست و خروش فاخته خاست
به هر کجا نگری پیش چشم تو گهر است
[...]
بنظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست
مرا سزاست که امروز نظم و نثر مراست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.