تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داری
رشک قمرست این رخ رخشان که تو داری
یکلحظه دل اندر بر من جمع نباشد
ز آشوب سر زلف پریشان که تو داری
در حسن توئی یوسف و این طرفه که ما را
دل بسته آنچاه زنخدان که تو داری
عناب فتادست ز بادام دو چشمم
تا دیده ام آن پسته خندان که تو داری
افسون تب عشق من ار نیست بگو چیست
بر گرد شکر آنخط خوش خوان که تو داری
تا صورت از اینسان که ترا هست بخوبی
نا خوب بود سیرت از اینسان که تو داری
گر دست دهد ابن یمین را که بجانی
بوسی خورد از لعل در افشان که تو داری
جان در سر سودا کند و باک ندارد
یکدم پی آن بوسه ارزان که تو داری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای معشوق میپردازد و از لذتهایی که از دیدن او تجربه میکند، میگوید. او به ویژگیهای چهره و زلف معشوق اشاره کرده و آن را به زیباییهای طبیعی مانند ماه و میوهها تشبیه میکند. عشق و شیفتگی نسبت به معشوق سبب ایجاد شور و شوق در دل شاعر شده است، و او از آرزوی نزدیک شدن و بوسیدن لعل لبهای معشوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر بیان میکند که آن چهره زیبا و دلربا هر گونه ناپسندی در سیرت را رفع میکند و عشق او را کماکان درگیر کرده است.
هوش مصنوعی: این دهان که تو داری مانند تنگی پر از شیرینی است و چهرهات همچون قمر، زیبا و درخشانتر از هر چیز دیگری است که قابل مقایسه با آن باشد.
هوش مصنوعی: دل من هرگز آرام نمیگیرد و همیشه دچار آشفتگی است به خاطر زیبایی و شلوغی موهای پریشان تو.
هوش مصنوعی: تو زیبا هستی مانند یوسف، و جالب اینکه دل ما به آن فرورفتگی زیبای خال صورتت وابسته است.
هوش مصنوعی: چشمهایم به خاطر دیدن تو مانند دو میوه خوشرنگ و لطیف هستند، و من از این که تو را میبینم، شگفتزده و خوشحال شدهام.
هوش مصنوعی: اگر جادو و جاذبه عشق من نیست، پس چه چیزی میتواند باشد؟ بگو چرا در اطراف صدای شیرین و زیبا که تو داری، این عشق و شور و شوق وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر صورت تو به خاطر زیبایی و جذابیتی که دارد، ناپسند و زشت باشد، آنگاه چهره و شخصیت تو هم باید به همین شکل باشد.
هوش مصنوعی: اگر فرصت مناسبی پیش بیاید، ابن یمین آرزو دارد که جان خود را فدای بوسهای کند که از لبهای زیبای تو میچکد.
هوش مصنوعی: آدم هیچ نگران نیست و تمام حواسش به یک آرزوی دلانگیز است، حتی اگر فقط لحظهای بخواهد آن بوسه را که تو به راحتی در اختیار داری، به دست آورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خود لطف بود چندان ای جان که تو داری
دارند بتان لطف نه چندان که تو داری
بر مرکب خوبی فکنی طوق ز غبغب
دستارچه زان زلف پریشان که تو داری
بالله که عجب نیست گر از تابش غبغب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.