گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

گرد گلت سبزه تر میدمد

تازه نباتت ز شکر میدمد

خط تو بر آب رقم می زند

دود سیه ز آتش تر میدمد

بوی بهشتست چنین خوش نفس

یا ز درت باد سحر میدمد

عنبر سوده است خطت یا زگل

برگ بنفشه است که بر میدمد

هر دمی از چین دو زلفت صبا

مشک بر اطراف قمر میدمد

بوی خوشت دل ز بر من ببرد

جان برد امبار اگر میدمد

آتش غم ابن یمین را بسوخت

بسکه دم گرم تو در میدمد