گنجور

غزل شمارهٔ ۸۶

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

ای ز بی غمخواریت هردم دلم غمخواه تر

نیست در دست غمت از من کسی بیچاره تر

مردم چشم مرا از حسرت لعل لبت

گردد از خون جگر هر دم بدم رخساره تر

در فراقت جامه از دل پاره می کردم ولیک

جامه را بگذاشت کز جامه بُد جان پاره تر

از دلم از عشوه های غمزه ی غماز تو

صبرشد آواره وآرام ازو آواره تر

چشم و لعلت بر دل من دعوی خون می کنند

گرچه خونخوار است لعلت چشم ازو خونخوارتر

معتدل گردد مشام از نُزهت عود و گلاب

گرشود ز آب عذارت زلف را یک تاره تر

آب روی ابن حسام از چشمه سار چشم یافت

هم عفالله دیده کو دارد رخم همواره تر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان