مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
زهر چه غیر تو باشد مرا جدایی بخش
هوای عشق تو بر سر زد این هوایی را
هوای های هویّت بدین هوایی بخش
ز ظلمت شب یلدای زلف خویش مرا
به نور طلعت رخشنده روشنایی بخش
اگر مراد تو حاصل به بی نوایی ماست
ز گنج فقر مرا گنج بی نوایی بخش
متاع کاسد ابن حسام کان سخن است
به آب تربیتش رونق روایی بخش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر خواستههای شاعر را در زمینه عشق و حضور محبوب بیان میکند. شاعر از محبوب خود میخواهد که به او آگاهی و شناخت بدهد و او را از هر چیزی که غیر از عشق اوست جدا کند. همچنین، او از تاریکی و ظلمت موجود در زندگیاش صحبت میکند و خواستار روشنایی و روشنی ناشی از زیبایی محبوب است. شاعر به فقر و بینوایی خود اشاره میکند و میخواهد که محبوبش از آن گنجی برای او بسازد. در پایان هم، شاعر به ارزش کلام خود اشاره میکند و میخواهد که این کلام به زندگی و روایی خاصی دست یابد.
هوش مصنوعی: مرا به سمت خودت آشنا کن و از هر چیزی که غیر از توست، مرا جدا کن.
هوش مصنوعی: عشق تو بر من چیره شده و در دل من جریانی به وجود آورده که به این حالت جدید زندگیام رنگ و روح بخشیده است.
هوش مصنوعی: از تاریکی شب یلدا که به خاطر موهای تو به وجود آمده، مرا با روشنایی چهرهات روشن کن.
هوش مصنوعی: اگر خواسته تو این است که در نیازمندی من سهمی داشته باشی، پس از گنجینه فقر من به من بینیازی ببخش.
هوش مصنوعی: کلام ابن حسام، که مثل کالاهای بیارزش نیست، با آموزش و تربیت میدرخشد و جلا مییابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.