کای دل شده مبتلای عشقت
تا چند کشم بلای عشقت
بیگانه شود ز خویش چون من
هر کاو شود آشنای عشقت
جان و دل و عقل و دین به یک بار
درباختم از برای عشقت
بلبل صفت از هزار دستان
هر لحظه زنم نوای عشقت
چون صبح ز مهر میزند دم
تا یافت دلم صفای عشقت
اسرار حقیقت آشکار است
در جام جهاننمای عشقت
گر سر برود به خاک پایت
از سر نرود هوای عشقت
شد ابن عماد مست و مدهوش
از جام طربفزای عشقت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از درد و شور عشق صحبت میکند. او به شدت به عشقش مبتلا شده و در تلاش است تا بلای عشق را تحمل کند. او احساس میکند که هر کس، حتی بیگانگان، وقتی با عشق آشنا شوند، دچار تغییرات عمیق خواهند شد. عشق، برایش همه چیز است و جان و دل و دینش را برای آن قربانی میکند. عشق او همچون بلبل است که هر لحظه نوایی از محبت سر میدهد. به بیان دیگر، عشقش باعث میشود که صبح و زندگی او به زیبایی و صفا بیفزاید. اسرار عشق را در آینهای از حقیقت میبیند و باور دارد که حتی اگر جانش را فدای عشق کند، این احساس هرگز از او جدا نخواهد شد. در پایان، به وضعیت خود اشاره میکند که از شدت عشق و شوق، مدهوش و مست شده است.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا تا به کی درگیر عشق تو هستی و این درد را تحمل میکنی؟
هوش مصنوعی: هر کس که با عشق تو آشنا شود، مانند من از خود بیگانه خواهد شد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو همه چیز را یکجا از دست دادم؛ جان و دل و عقل و ایمانم را.
هوش مصنوعی: بلبلی که ویژگیهایش را دارم، هر لحظه با هزار دستان، آهنگ عشق تو را میسرایم.
هوش مصنوعی: وقتی صبح با نور خورشید آغاز میشود، قلبم آرامش عشق تو را پیدا میکند.
هوش مصنوعی: رازهای حقیقت در جام عشق تو به روشنی نمایان است.
هوش مصنوعی: اگر جانم را هم بدهم، از عشق تو دست نمیکشم و محبتت را فراموش نمیکنم.
هوش مصنوعی: ابن عماد از شادی و لذت عشق تو مست و غرق در خوشی شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.