من زآن توام دگر چه خواهی
جانان توام دگر چه خواهی
تو بلبل خوشنوایی و من
بُستان توام دگر چه خواهی
گر زانکه برفت دل ز دستت
من جان توام دگر چه خواهی
گر درد تو بود از من اکنون
درمان توام دگر چه خواهی
منبعد ز راه لطف هر شب
مهمان توام دگر چه خواهی
حقا نشود دمی فراموش
پیمان توام دگر چه خواهی
ای ابن عماد از دل و جان
خواهان توام دگر چه خواهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عمیقترین محبت و وابستگی به معشوق است. شاعر اعلام میکند که او به شکل کامل و بیقید و شرط متعلق به معشوقش است و هیچ خواستهای غیر از این وابستگی ندارد. او خود را به عنوان جان و درمان معشوق معرفی میکند و تأکید دارد که حتی در مشکلترین زمانها، همواره به فکر و یاد اوست. در پایان، شاعر به نام ابن عماد اشاره میکند و تأکید میکند که هیچگاه محبت و پیمانش را فراموش نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: من متعلق به تو هستم، پس دیگر چه انتظاری داری؟ جان من فقط به تو وابسته است، پس چه چیز دیگری میخواهی؟
هوش مصنوعی: تو مانند بلبل خوشصدا هستی و من باغی هستم که متعلق به توست. دیگر چه چیزی میخواهی؟
هوش مصنوعی: اگر دل تو از دستت رفت، من جان تو هستم، پس چه چیزی میخواهی؟
هوش مصنوعی: اگر درد تو از من نشأت میگیرد، اکنون من درمان تو هستم. حال چه میخواهی؟
هوش مصنوعی: از این پس هر شب با لطف تو میهمان تو خواهم بود. حالا هر چه که میخواهی، بگو.
هوش مصنوعی: واقعاً نمیتوانم هیچ مرکز زمانی، حتی یک لحظه، پیمانی که با تو بستهام را فراموش کنم. حالا تو چه چیزی میخواهی؟
هوش مصنوعی: ای پسر عماد، من از صمیم قلب و با تمام وجود، خواهان تو هستم. حالا چه چیزی میخواهی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.