چون باد نسیم نوبهاری
دید آن همه عجز بیقراری
دانست که نیست احتمالش
دل سوخت بران شکسته حالش
آمد سوی آن نگار بدعهد
بگزارد پیام او به صد جهد
گفتش به طریق نکتهدانی
کای وصل تو اصل زندگانی
چون خسته و تشنه در بیابان
جان داد چه سودش آب حیوان
رحم آر برین شکستهخاطر
گر فرقت تست خسته خاطر
اکنون بچشان می وصال
شوامروز نظر فکن به حالش
فردا که ز فرقتت بمیرد
وصل تو کجاش دست گیرد
فرهاد چو داد جان شیرین
سودش نکند لبان شیرین
باز از سر ناز و کینهجویی
گفتش به طریق تندخویی
کای باد نگفتمت که دیگر
پیرامن آن دیار مگذر
اندیشه نمیکنی که ناگاه
یک روز برانمت ز درگاه
این بیادبی نمودنت بس
این گفتن و این شنودنت بس
دیگر مرو ای نسیم پیشش
بگذار به حال زار خویشش
لیک ار گذری فتد به سویش
گر زنده بود ز من بگویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، نسیم به عجز و بیقراری عاشق نگاهی میکند و متوجه میشود که چقدر دل او شکسته است. او تصمیم میگیرد پیامی به محبوب بیوفا برساند و از او میخواهد که به عشق و وصال توجه کند، زیرا این وصال برای زندگی او حیاتی است. عاشق از فرقت رنج میکشد و خواستار رحمت محبوب است. اما محبوب با سرسختی و بیتوجهی پاسخ میدهد و به نسیم میگوید که دیگر به سراغ او نرود و به حال عاشق افسرده توجهی نکند. در نهایت، پیامد بیاعتنایی محبوب و احتمال جدایی را به نسیم گوشزد میکند و از او میخواهد که اگر هنوز زنده است، از او خبر دهد.
هوش مصنوعی: مثل نسیم بهاری، وقتی که با لطافت وزید، تمام ناتوانی و بیتابی را احساس کرد.
هوش مصنوعی: او فهمید که امیدی برای بهبودش وجود ندارد و به همین خاطر دلش به حال شکستهاش سوخت.
هوش مصنوعی: به سوی آن معشوق بیوفا رفت تا پیام او را با تلاش بسیار برساند.
هوش مصنوعی: او به او گفت که همانا پیوند تو، اساس و بنیان زندگی است.
هوش مصنوعی: وقتی در بیابان، کسی خسته و تشنه شود و جان خود را از دست بدهد، دیگر آب حیات هیچ فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: بر دل شکستهام رحم کن، زیرا که جدایی از تو، دلم را آزرده کرده است.
هوش مصنوعی: الان از طعم وصال لذت ببر و امروز نگاهی به وضعیت او بینداز.
هوش مصنوعی: اگر فردا بر اثر دوریات بمیرم، چه کسی میتواند به وصال تو دست یابد؟
هوش مصنوعی: فرهاد وقتی جانش را فدای عشق کرد، هیچ سودی نخواهد برد حتی اگر لبان معشوقش شیرین باشد.
هوش مصنوعی: او دوباره با ناز و زخمزبان به او گفت و رفتار تندی از خود نشان داد.
هوش مصنوعی: ای باد، به تو نگفتم که دیگر از آن منطقه نگذری؟
هوش مصنوعی: به فکر نیستی که ممکن است روزی از درگاهت دور شوند و دیگر به تو دسترسی نداشته باشی.
هوش مصنوعی: این رفتار بیادبانهات کافی است، دیگر نه تو چیزی بگو و نه من چیزی بشنوم.
هوش مصنوعی: دیگر نرو، ای نسیم، بگذار او در حال بد خود بماند.
هوش مصنوعی: اما اگر فرصتی پیش بیاید که به او نزدیک شوی، اگر زنده هستم، از من صحبت کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.