چون باد شنید این از آن ماه
این قصۀ غمفزای جانکاه
آمد سوی عاشق دلافکار
بگذارد پیام آن جفاکار
زین گونه پیامها چو دادش
فریاد برآمد از نهادش
باز از سر عجز گفت با باد
کای روح و روان من به تو شاد
دریاب که رفت کار از دست
در پای فراق او شدم پست
یک بار دگر ز روی یاری
برخیز ز راه دوستداری
درنه قدمی به کوی آن ماه
وز حال دل منش کن آگاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، یک عاشق در حسرت معشوق خود با باد صحبت میکند. او درد و غم خود را از فراق محبوبش بیان میکند و از باد میخواهد که پیامی به او برساند. عاشق از شدت عجز و اندوه به باد میگوید که حالش بد است و در برابر دوری معشوقش احساس حقارت میکند. او دوباره از باد میخواهد که به یاریاش بیاید و او را از حال دلش باخبر کند. در کل، این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک عشق و فراق است.
هوش مصنوعی: وقتی باد این داستان غمانگیز را از آن ماه شنید، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.
هوش مصنوعی: عاشق دلافکار به سمت کسی میرود تا پیامی از آن معشوق بیوفای خود را به او برساند.
هوش مصنوعی: از این نوع پیامها، وقتی او فریاد زد، صدایش از عمق وجودش برخاست.
هوش مصنوعی: دوباره از روی ناتوانی با باد صحبت کرد و گفت ای باد، تویی که روح و جانم به تو شاد است.
هوش مصنوعی: به این فکر باش که اگر موضوع جدایی ادامه پیدا کند، کار از دستم خارج میشود و من در دامن غم او به وضعیت ناگوار و پستی دچار میشوم.
هوش مصنوعی: یک بار دیگر به خاطر عشق و دوستی، از سر محبت و وفاداری حرکت کن و از جایی که هستی بلند شو.
هوش مصنوعی: به آرامی به محله آن معشوق نزدیک شو و حال دلم را برای او بازگو کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.